تبليغاتX
اسلام ناب

متاسفانه هنوز براي بسياري از ملت هاي اسلامي مرزبين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهاي متحجر و اسلام سرمايه داران خدانشناس و مرفهين بي درد كاملا مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك مكتب و در يك آيين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد، از واجبات سياسي بسيار مهم است. 

 امام خمینی

 

بخش انگلیسی وبلاگ اسلام ناب راه اندازی شد.

www.pureislam.blogfa.com

راستی در همین رابطه یکی از دوستان مطلبی نوشته مبنی بر غربت آموزه های اسلام ناب و ضعف و کم کاری ما در تبلیغات و استفاده از ظرفیت های انقلاب ایران.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 16:6  توسط محمد بهرامی  | 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

ستار گلمکانی صاحب بزرگترین

بنگاه ملک و  ماشین شهر

۱ماه تکیه راه می اندازد

 و خودش در روز تاسوعا

 سر مردم گل می مالد

و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

قدرت سامورایی!

شب ها در تکیه لخت می شود

و میانداری می کند

و روزها  مردم را لخت می کند

و زورگیری ...!

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار

را از بساطش جمع می کند

وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر  (ع) 

 و حضرت عباس (ع)

را در بساطش پهن ...!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

آقای صولتی

تا پایان اربعین تمام پاساژش

را سیاه می کند

و تا آخر سال هم مشتری هایش را!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

قادر روزهای تاسوعا و عاشورا

قمه می زند و علم می کشد

ولی در ماه رمضان

سیگار ازلبش نمی افتد!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

سیامک  چشم چران!

که پاتوقش همیشه خدا

نزدیک مدارس دخترانه است

در دسته جات عزاداری

 اسفند دود می کند!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

نیما پشت ماکسیمایش می نویسد

"من سگ کوی حسینم"

ولی هیچ وقت از چارلی!

سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

حاج مجید مداح معروف شهر

بابت ۷ ساعت مداحی

حقوق ۵۰ روز

یک کارگر را می گیرد!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

جباری رییس شرکت

 لبنیات شیر تو شیر!

۳۰شب شیر صلواتی

به خلق خدا می دهد

و ۳۳۵ روزهم

 با اضافه کردن آب

شیرشان را می دوشد!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

به جای آنکه ما 

بر مصیبت مولا بگرییم

مولا بر مصیبت ما می گرید!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است 

چون وقتی محرم می آید...

حاج آقا کلامی

۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند

ولی در شب دهم

 سر زود پایین آمدن از منبر

با هیت امنا دعوی می کند!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

هیت امنای مسجد ...علیه السلام!

درست وقت اذان ظهر عاشورا

اطعام عزاداران را شروع می کنند

و بعد از آن با انرژی و فلوت!

سینه می زنند و گریه می کنند !

حسین (ع)  هنوز مظلوم است 

چون وقتی محرم می آید...

کل یوم عاشورا

یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه

کل ارض کربلا

یعنی...چند مسجد و چند تکیه !

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی خورشید

  عصر عاشورا غروب کرد

او هم می رود

تا سال بعد !

تا یاد بعد!

 

mahmoodsaremi.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 18:27  توسط محمد بهرامی  | 

نامه جمعي از طلاب عدالتخواه به مسئولين قضايي كشور

به بهانه ي:

-          زنداني شدن روحاني عدالتخواه، حجت الاسلام جهانشاهي كه به زمين خواري هاي دولتي اعتراض كرده است

-          عدم احقاق حق جانباز 65% سيرجاني پس از 63 بار مراجعه به دادگاه ها و ادارات سيرجان و كرمان و بندر عباس كه توسط فرمانده نيروي انتظامي شهرشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته

-          احضار دسته جمعي دانشجويان عدالتخواه شيرازي به دادگاه كه به فساد اقتصادي اعتراض كرده اند

-          احضار عبدالله شهبازي به دادگاه به علت اعتراض به مافياي زمين خواري

-          برخورد با حاميان حجت الاسلام جهانشاهي در تهران و سيرجان و برخوردهاي مشابه ديگر در رويكرد جديد قوه قضائيه و دستگاه هاي مسئول

***   ***   ***

يكبار ديگر مفاسد اقتصادي و يك بار ديگر غارت حق الناس و بيت المال مسلمين و يك بار ديگر اهمال و تعلل و يك بار ديگر سستي قوه قضائيه.

اما اين بار زمين خواري نهادهاي دولتي و سازمان هاي امنيتي، اما اين بار محكوميت منتقدين، اين بار ضرب و شتم معترضين و اين بار هم كم توجهي مسئولين و اين بار هم بي عدالتي و اين بار هم...

 

مسئولين محترم دستگاه قضايي!

هر بار اعتراض مي كرديم و فرياد مي كشيديم و از عدالت و محرومين و مستضعفين و مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعلام اسامي و تشهير و... مي گفتيم، وقعي نمي نهاديد و ما به راه خود مي رفتيم و شما و دم و دستگاهتان نيز به راه خود!

ما از راهها مي گفتيم و شما مسيرتان به بيراهه ها بود، ما از بايدهاي حكومت اسلامي مي گفتيم و شما پايبند نبايدها بوديد و البته ملالي هم نبود! هرچند گوشي بدهكار به كلامي نبود ولي مشتي نيز بر سر فريادها فرو نمي آمد.

اما گويا اينك سناريوها تغيير كرده و اتفاقات تازه رخ مي دهد! ديگر مفسدين اقتصادي تنها سرمايه داران شكم پرست و مرفهين بي درد نيستند و سازمان ها و نهادهاي دولتي و امنيتي نيز راه افتاده اند! ديگر فساد اقتصادي، اختلاس يا رشوه هاي يكي دو ميلياردي نيست بلكه خبر از زمين خواري هاي هزار و پانصد هكتاري و سه هزار هكتاري مي آيد!

ديگر چنين نيست كه طلاب مدرسه اي يا دانشجويان عدالتخواه و يا مردم انقلابي مطالبه عدالت كنند و بروند پي كارشان بلكه امروز ضرب و شتم در كار است و زندان در كار است و محكوميت.

امروز ديگر بايد از فرمانده نيروي انتظامي شهرتان كتك بخوري حتي اگر يك جانباز 65 درصد جنگ باشي كه با يك چشم نابينا و كپسول اكسيژني كه با خود حمل مي كني چنين مي پنداري خوني كه از رگ هزاران شهيد و مجروح ريخت چرا نتوانست جلوي برخي مسئولين كه بيت المال را هكتار هكتار غارت كردند، بگيرد؟

و بايد از سوي آنان كه بيت المال را مال البيت خويش ساخته اند از تو شكايت شود و محكوم به زندان شوي و هيچ كس حتي بيت رهبري هم نتواند مانع اجراي حكمت شود ولو اينكه يك طلبه ساده باشي كه فكر مي كني وظيفه ديني ات به تو اجازه سكوت و مشاهده دزدي از مال محرومين را نمي دهد، وفكر كني كه چرا نام جمهوري اسلامي نتوانست مسئولين قضائي را وادار كند كه جلوي مفسدين محكم بايستند و مسامحه نكنند؟

و بايد دستگاه قضايي احضار به دادگاهت كند ولو اينكه احساس مي كني كه اگر حرفي زدي و چيزي گفتي رهبري اين كار را از تو خواسته بود.

 

آري! عدالت خواهي هزينه دارد و اينها اقل آن است! گويي در اين ديار تنها چيزي كه هزينه ندارد دزدي و غارتگري و كجروي است. الحمدلله دستگاه قضايي در تأمين امنيت رهروان اين طريق صد در صد موفق بوده است.

 

حضرات مسئول در قوه قضائيه!

اين چه نمط است كه برگرفته ايد و بر كدام مبنا اين شيوه برگزيده ايد؟ چگونه وقتي كه عاجز از برقراري اصول عدالت هستيد شمشير بر آنان كه تمام سخنشان برخاسته از عمق آموزه هاي ناب ديني و الهي و مطالبات امام راحل و رهبر عزيز كشور است بر بسته ايد؟

رهبر كشور صريحاً مي گويد كه وقتي گزارش تخلف اقتصادي نهادهاي دولتي از دو استان كشور به ايشان مي رسد خواب از چشم ايشان ربوده مي شود، اما گويا شما وقتي چنين اتفاقاتي رخ مي دهد در كمين معترضين مي نشينيد!

رهبري از "مبارزه بي امان" مي گويد و شما خود امان مفسدينيد!

او حكم سحرگاه را زمزمه مي كند و شما ظهرها را هم خواب هستيد!

او از احقاق حق پابرهنه ها مي گويد و شما از امنيت سرمابه داران

او سرآغاز فهرست بلند مشكلات كشور را مساله عدالت مي داند و شما پرونده معترضين به بي عدالتي را در صدر نهاده ايد

باري!

او به راه خود مي رود

و شما نيز به راه خود

آب هم از آب تكان نمي خورد

***   ***   ***

آقايان قوه قضائيه!

ما چيز زيادي از شما نخواسته ايم، پرسيده ايم كه چرا قوه قضائيه نمي تواند بدون تاخير و توجيه و تعلل حق ضعفا و مستمندان را از ظالم بستاند و چرا قوه قضائيه همانطور كه با اقتدار و جديت، يك دزد ساده كه دستش به جايي بند نيست را محاكمه و محكوم مي كند، نمي تواند با سرعت و اقتدار مفسدين و مجرمين قدرتمند و دانه درشت را محاكمه كند و اين توانايي را به همه نشان دهد؟

همانطوري كه طلبه اي كه جرمش اين بوده كه بلندگوي مردم محروم منطقه شده و اعتراض آنان را بيان كرده به سرعت به زندان و جزاي نقدي محكوم مي كنيد به همان سرعت هم سزاي آن فرمانده نيروي انتظامي اي كه جانباز 65% جنگ را كتك كاري مي كند كف دستش بگذاريد و به همان سرعت هم زمين هاي غصبي را از نهادهاي امنيتي و دولتي پس بگيريد و محاكمه شان كنيد!

همانطور كه بدون تاخير و تعلل دانشجوياني را كه به مفاسد اقتصادي موجود در شهرشان اعتراض مي كنند را احضار مي كنيد و به جاي پاسخگويي نسبت به عملكرد خودتان كه مكرر از آن گريخته ايد، از ايشان پاسخ خواهي مي كنيد همانطور هم متهمين به مفاسد كلان و غارتگران بيت المال را احضار كنيد و تيغ تيز دستگاه عدل اسلامي را بر دست مجرمين و متعديان به حقوق مردم فرود آوريد.

آقايان مسئول!

اينها مطالبات خيلي بزرگي نيست ولي بايد رك بگوييم كه سستي و تعلل شمايان در برآورده ساختن اينها از اعتماد مردم به جمهوري اسلامي كاسته است! آيا چنين مي پنداريد كه مردم بر اين باورند كه دستگاه عدليه جمهوري اسلامي هر كس را كه از بيت المال دزديد و غارت كرد في الفور محاكمه مي كند و حق الناس را از او پس مي گيرد ولو اينكه به بزرگترين باندها يا نهادها وصل باشد؟!

يا فكر مي كنيد وقتي اخبار مفاسد كلان به گوش مردم مي رسد در مورد دستگاه شما چطور قضاوت مي كنند و شما را طرف خودشان مي دانند يا طرف مفسدان؟!

شايد اگر چند بار در جلسات پاسخگويي حاضر مي شديد جواب اين سئوالات را خوب درك مي كرديد!

 

***

جمعي از طلاب مدرسه علميه معصوميه

 

جمعي از طلاب مدرسه علميه صدوقي فاز 1

 

جمعي از طلاب مدرسه علميه صدوقي فاز 3

 

مجمع اسلام ناب قم

 

جمعي از طلاب مدرسه علميه الهادي

 

جمعي از طلاب و فضلاي مدرسه فيضيه

 

كانون شاهد و ايثارگر دانشگاه مفيد

 

جمعي از فارغ التحصيلان مدرسه علميه معصوميه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 12:4  توسط محمد بهرامی  | 

 

                                

غالباً در بين دلسوزان نظام و انقلاب و طرفداران آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي (غير از آنان كه بي تفاوت هستند) دو نگاه وجود دارد:

 

 

·          نگاه اول:

احمدي نژاد استثناي مسلم تاريخ است و آنچه كه انجام مي دهد عين حقيقت و عدالت است، نگاه چپ به او ضديت با انقلاب و نظام است و انتقاد از او و يارانش اشتباهي تاريخي و استراتژيك است و براي انقلاب گران تمام خواهد شد.

احمدي نژاد اگر ضعفي هم دارد يا اشتباهي از وي سر مي زند، از او بايد تعريف كرد و انتقاد علني نكرد چون مكتب امام را احياء كرده است و اهداف انقلاب بسته به اين موضوع است.

مصلحت انقلاب چنين اقتضاء مي كند كه از ضعف هايش چشم پوشي كنيم و تكرار انتقادات و مواجه شدن او با مخالفتها و تذكرات طرفداران اوليه اش باعث نا اميدي و ياس طرفداران وي و مردم عدالت دوست و اميدوار به حكومت اسلامي مي شود.

 

·          نگاه دوم:

احمدي نژاد معجزه نيست! احمدي نژاد اعجوبه نيست! احمدي نژاد معصوم نيست و استثناي نامكرر تاريخ نيست!

احمدي نژاد يكي از فرزندان مكتب روح الله است، يكي از آن ميليونهايي كه انقلاب امام و مردم تربيت كرد و بنا بود كه اين ميليونها تا "فتح سنگرهاي كليدي جهان" از پاي ننشينند و بر هر چه ظلم و ستم و نابرابري و بيداد خروش برآورند.

اما زمانه طور ديگر رقم خورد و همفكران و همسنگران احمدي نژاد به خاطر سياست هاي غلط و ناراستي و انحراف مسئولين و عدم پايبندي شان به راه امام و رهبري بريدند و ساكت شدند و گم شدند و فراموش شدند و كمرنگ شدند و منزوي شدند و نااميد شدند و رفتند و نيامدند و احمدي نژاد نشدند!

(و سياست و مصلحت چه ها كه بر سر ما نياورد و چقدر از احمدي نژادهايمان كه شهيد و كشته سياستمان نشدند و اگر نبود پير خراسان كه فرياد زد و استوار ماند و اميدمان بخشيد الآن اسم و رسمي از اين مكتب نمي ماند و پس از سه دهه احياء نمي شد)

در اين نگاه چنين است كه احمدي نژادها زنده هستند و احمدي نژاد تنها نيست، پس بايد به فكر احمدي نژادهاي بعدي بود كه تربيت شوند و متصدي امور شوند و نگذاشت اين ريسمان پاره شود و اين راه منقطع شود.

سكوت نكردن ما بر انحرافات و تذكر و هشدار به اين احمدي نژاد و دوستانش راه را بر احمدي نژادهاي بعدي هموارتر و روشن تر مي كند و نيز مردم را در شناخت آنان بهتر ياري مي دهد.

و در اين نگاه بايد احمدي نژاد و رجايي بعدي را تربيت كنيم تا احمدي نژاد كنوني جمله ي معترضه تاريخ انقلاب نباشد. و به اين بيانديشيم كه قرار است احمدي نژادها بيايند و بروند و مي خواهيم هزار احمدي نژاد ديگر تربيت كنيم، يكي از ديگري قوي تر و كارآمدتر و موثرتر تا اين راه ادامه يابد.

و با اين نگاه امان به تفكرات ليبراليستي و غرب زده و... ندهيم نه با نگاه سكوت يا تمجيد بي محل و بيش از اندازه و تسامحي.

احمدي نژادها در راهند، چراغ ها را روشن كنيم و مسير را هموار تا احمدي نژاد بعدي " احمد" نژادتر باشد!

 

***   ***   ***

 

نگاه دوم خيلي از ابهامات را حل مي كند و مرز انتقاد و تخريب و حمايت و دلسوزي را با دشمني و كينه ورزي را مشخص مي كند. اگر اين نگاه در ميان طرفين حاكم باشد اعتماد  دو طرفه نيز بر قرار است و انتقاد و تذكر راه خويش را مي يابد و شنيده مي شود و بنيانگذار هيچ بغض و كينه اي هم نمي شود.

 

***   ***   ***

 

چند سئوال:

1.       در صورت عدم توفيق و ضعف دولت در اهداف و آرمانها و شعارهايش در حالت اول چه اتفاقي مي افتد و ملت چگونه قضاوت مي كند و در حالت دوم چه اتفاقي مي افتد؟

2.       بزرگترين خدمت به دولت احمدي نژاد چيست؟ چگونه بايد احمدي نژاد را ياري كنيم؟

3.       فرض كنيم كه چند صد سال از تاريخ پيش رفته ايم و از وراي يك تاريخ به عملكرد امروزمان مي نگريم! آيا احتمال دارد كه امروزمان را در اين گوي جهان نما چنين ببينيم كه يك مكتب و حركت مقدس فداي تعصب بيش از حد و شخص محوري تفكر ما شده است؟ فقط به خاطر اينكه بر ضعف هايش سكوت كرديم و نگفتيم و بزرگ شد و آفت آن شد! و هر اصلاحي به سبب اين تلقي خاموش شد و اعتمادها سلب شد، انحرافات ادامه يافت تا سر از بيراهه ها در آورديم؟! وخودي ها غير خودي شدند و باز بريدند و رفتند و گم شدند فراموش شدند و رها شدند و رفتند و نيامدند و...

4.       آيا افزايش محبوبيت احمدي نژاد وظيفه ماست؟ طلاب و روحانيون، دانشجويان، اقشار فرهيخته و فرهنگي، روشنفكران، اصحاب رسانه، اهالي فرهنگ و سياست و... رسالتشان در تعامل با آقاي احمدي نژاد تعريف مي شود يا در قبال مفاهيم بالاتري چون عدالت و خدمت به مردم و آرمانهاي ديگر انقلاب؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 0:58  توسط محمد بهرامی  | 

مطالب مهم صحبت هاي اخير مقام معظم رهبري در جمع روحانيون 8/9/1386

 

·         اين نسل بدون ترديد خواهد توانست كارهاي بزرگي را كه ما از حوزه دانش دين انتظار داريم، انجام دهد.

 

·         از پيشنهادهايي كه بنده در طول اين سال ها درباره حوزه علميه كردم چه در مجامع عام چه با طلاب و فضلا و مدرسين جلسه داشتيم و صدها يا گاهي هزارها نفر در آن شركت داشتند، چه در جلسات كوچك و خصوصي تر كه با بعضي از مسئولين حوزه يا بزرگان حوزه يا مراجع يا فضلاي حوزه داشته ايم، كه پيشنهادهايي مطرح شده يا گفته شده، خيلي هايش تا حالا تحقق پيدا نكرده است.

 

·         اگر اين آينده نگري امروز در حوزه قم انجام نگيرد، به وضع موجود راضي باشيم، به همين كه حوزه را حالا يك جوري اداره كنيم، به اين اگر قناعت كنيم فردا يا حوزه اي نداريم يا حوزه اي رو به انحطاط خواهيم داشت.

 

·         بايد اين فكر را در حوزه نهادينه كنيم؛ هم مديران حوزه، هم شوراي عالي حوزه، هم بزرگان حوزه، هم حضرات مراجع بايد اين را بدانند و به اين توجه كنند كه ما امروز بايد به فكر حوزه قم يا اصفهان يا مشهد يا بقيه شهرها در 20 سال آينده باشيم، در 30 سال آينده باشيم.

 

·         مسئول دينداري مردم روحانيت است، روحانيت هم مولود و ساخته دست حوزه علميه است، با اين نگاه مسئوليت را بسنجيد.

 

·         تحول اجتناب ناپذير است، تحول طبيعت و سنت آفرينش الهي است. اين را بارها من مطرح كردم و گفتم.

 

·         يك موجودي را فرض كنيد كه تن به تحول ندهد؛ از يكي از دو حال خالي نيست؛ يا خواهد مرد يا منزوي خواهد شد. يا در غوغاي اوضاع تحول يافته مجال زندگي پيدا نميكند، زير دست و پا له مي شود، از بين مي رود يا اگر زنده بماند منزوي خواهد شد.

 

                                                                            ·          اگر حوزه بخواهد از تحول بگريزد منزوي خواهد شد، اگر نميرد، اگر زنده بماند.

 

          ·            مدرك زدگي آفت مدرك است، طلبه براي مدرك درس بخواند اين عيب بزرگي است.

 

          ·            حوزه هاي علميه در برهه زمان معاصر به طور طبيعي كمي از زمان عقب ماندند.

 

          ·       كتاب درسي حتما بايد تغيير پيدا كند در اين هيچ شكي نيست.

 

          ·     در شيوه آموزش، در شيوه پژوهش، در شيوه پذيرش، در كتاب درسي، همه اينها تحول مي خواهد.

 

          ·         كتاب درسي بايستي كاري بكند كه همّ طلبه فهميدن مطلب باشد نه فهميدن عبارت، هيچ هنري نيست در  اينكه ما عبارت را جوري مغلق بگيريم  يا اگر تعمداً هم مغلق نگيريم  بي مبالاتي كنيم كه عبارت بشود مغلق تا طلبه مبالغي وقتش صرف اين كار بشود، اين چه هنري است، اين چه لطفي دارد؟! چه خيري در اين نهفته است؟

 

·         عبارت را آن چنان واضح بيان كنيم كه آن كسي كه استعداد فهميدن مطلب را دارد راحت از عبارت مطلب را بفهمد. استاد هم دچار مشكل نشود براي تفهيم عبارت.

 

·         ......اين عقيده من است، حالا ممكن است مسئولين حوزه و مديران حوزه و بعضي از برجستگان حوزه نپسندند و نشود اين كار اما يك روزي خواهد شد، بدون ترديد!

 

·         هيچ كدام از اينها بدون يك مديريت كارآمد امكان پذير نيست.

 

·         كليد همه اقدامات مثبت سازمان يافته قابل انتظار نتيجه كه آدم بتواند نتيجه را از آنها انتظار ببرد، كليد همه اينها مديريت است، ما بايد مديريت را در حوزه تكميل كنيم

 

·         مهمترين كار در مراحل اول و مراحل اصولي سياست گذاري است در حوزه علميه

 

·         ما مگر نمي گوييم  مي خواهيم علم توليد بشود و پيشرفت كند؟ خوب كدام علم؟ معناي پيشرفت علم فقه چيست؟ معناي پيشرفت علم اصول مثلاً چيست؟ پيشرفت كند يعني چه؟ سمت و سوي اين پيشرفت به سوي چيست؟ اينها همه سئوالاتي است كه پاسخ لازم دارد.  سياست هايي كه در مركز شوراي عالي نهاده مي شود به اين سئوالات پاسخ مي دهد. ... يك چشم انداز روشني براي آينده حوزه علميه بايد ترسيم شود. 

 

·         حوزه علميه به اين عظمت حالا چه حوزه قم، چه حوزه مشهد، چه حوزه اصفهان، نمي تواند به صورت حاشيه اي اداره بشود، بايد وقت بگذارند.

 

·         حتماً بايد يك شوراي برنامه ريزي براي حوزه وجود داشته باشد .

 

·         كي مي تواند اين اشكالات را برطرف كند؟ يك هيئت برنامه ريز واقف و آگاه از پيشرفت هاي برنامه ريزي مدرن ، امروز برنامه ريزي يك كار علمي است مثل بقيه كارهاي علمي. يك هنر ذاتي و قريحه اي نيست فقط اگر چه حالا آنهم بي تاثير نيست، اما امروز يك كار علمي است. از كساني كه تخصص اين كار را دارند استفاده بشود در همان بدنه كارشناسي حضور پيدا كنند، برنامه ريزي كنند.

 

·         چرا اين كرسي هاي آزاد انديشي در قم تشكيل نمي شود؟ چه اشكالي دارد؟ حوزه هاي علميه ما مركز و مهد آزاد انديشي علمي بوده هميشه.

 

·         خوب نظر فقهي يك نفري نظر شاذي است خيلي خوب قبول نداريد كرسي نظريه پردازي تشكيل بشود و مباحثه بشود ، پنج نفر ده نفر فاضل بيايند اين نظر فقهي را رد كنند با استدلال، اشكال ندارد، نظر فلسفي داده مي شود همين جور، نظر معارفي و كلامي داده مي شود همين جور. مساله تكفير و رمي و اينها را بايد از حوزه برانداخت آن هم در داخل حوزه نسبت به علماي برجسته و بزرگ.

 

·         اين را بايد از داخل خود طلبه ها شروع كنيد، اين يك چيزي است كه جز از طريق خود طلبه ها و تشكيل كرسي هاي مباحثه و مناظره و همان نهضت آزاد فكري و آزاد انديشي كه عرض كرديم جز از اين طريق ممكن نيست، اين را عرف كنيد در حوزه علميه، در مجلات ، در نوشته ها، گفته بشود.

 

·         به هر حال كار در حوزه زياد شده، آنچه كه بايد بشود يا تا حالا نشده مي بايست مي شده يا اگر هم مال گذشته نيست  از حالا به بعد بايد بشود صد برابر آن كارهايي است كه ما تا حالا در حوزه كرديم و اين صدبرابر را مي شود انجام داد به شرطي كه شماها حضور داشته باشيد دامن همت به كمر بزنيد، شما وارد ميدان باشيد، هر كدامي در هر بخشي كه نظر داريد و تخصص داريد در آن بخش كار كنيد و ان شاء الله مجموعه مديريت از نيروي شما استفاده كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 15:36  توسط محمد بهرامی  | 

يكي از دوستان تيپ 83 كه اتفاقا ما از ميان بقيه آقايان براي ايشان احترام ويژه قائل بوده ايم و هستيم و تفكرشان را متفاوت از فضاي حاكم بر تيپ مي دانستيم تهديد نموده اند كه اين وبلاگ رو خودتون جمع كنيد و الا ما خودمون مي تونيم بگيم كه تعطيلش كنن!

 

 

              

 

حاج آقا سلام عليكم!

خسته نباشيد

دست شما هم درد نكنه!

حاج آقا شما چرا زحمت بكشيد خودمون جمع و جورش مي كنيم،

اصلا از اولش هم اشتباه بود!

بچه بسيجي رو چه به اين غلطا! بسيجي رو چه به وبلاگ!

اصلاً بسيجي غلط كرده كه انتقاد كرده، غلط كرده كه سئوال پرسيده، غلط كرده كه پاسخ خواسته

يعني چي اين حرفا!

گي گفته بسيجي بايد از مسئولين بخواهد كه توضيح بدهند در اين مملكت چكار مي كنند

بزار هر كار مي خوان بكنن!

فحش ها رو بايد فقط مال دوم خردادي ها نگه داشت!

اگر رهبري هم گفته "مطالبه با لحن نقادانه و تلخ" يادش رفته كه بگه غير از تيپ 83! شايد هم از قصد نگفته چون تيپ تو اين مملكت خيلي مهمه و تا الآن خيلي از مشكلات كلان را حل كرده؛ مثلا در عمليات مرصاد همه مي دونن كه تيپ 83 چه نقش بزرگي در "خلع سلاح" منافقين داشته!! (خوب نيست آدم همه چيز رو صريح بگه)

 

حاج آقا! راستي ما خيلي شما رو دوست داريم و فقط به خاطر احترام شما تا الآن چيزي در مورد عملكرد حاج آقايان "ق" ، " آ " ، "ح" و... ننوشتيم. ميتونيد اون تهديدي كه گفتيد عملي كنيد و ما رو عصبي كنيد و مطمئن هم شويم كه جلسه پاسخگويي اي و گوش شنوايي نخواهد بود و اونوقت فكر كنيم راهي ديگر نمانده و نگفتني ها را بگوئيم! البته اين وبلاگ كه فيلتر خواهد بود!! در يك وبلاگ ديگه! نه! در ده تا وبلاگ و سايت ديگه! راستي حاج آقا فكر مي كنيد راه حل مسالمت آميز اين موضوع چيه؟!

 

ما مي دونيم چي تو ذهنتونه!

...

ما خفه شيم!!

***   ***   ***

كاشكي دو نفر تو اون تشكيلات بودجه حروم كن مثل رهبري فكر مي كردند! نه اصلاَ ولش كن، چون اگر اينجوري بود فاتحه بقيه خونده بود و نون خيليا آجر بود. همون بهتر كه هيشكي تو اون تشكيلات بودجه حروم نكن مثل رهبري فكر نكنن! به جاش كاشكي دو نفر هم تو ماها مثل رهبري فكر مي كردند و اون رابطه واقعي كه رهبري ميان جوانان و مسئولين تصوير مي كنند را اجرا مي كرديم! و البته شايد اينم خيلي هم خوب نبود! چون ممكن بود بعضي مسئولين عليه رهبري كودتا كنن كه چرا جوونا رو تحريك مي كنه و اقتدار دربار آنها را با تهديد مواجه مي كنه! مي گيد نه! پس نمي دونيد! وقتي يكي تو اين مملكت مي تونه يه وبلاگ بزرگ رو تعطيل كنه حتما زورش به رهبري هم مي رسه! تازه زمان امام(ره) وبلاگ هم نبود ولي بعضي ها جلوي بعضي حرفا و كاراي امامو گرفتن!

 

حاج آقاي سه نقطه!

وبلاگ كه عدد و ارزشي ندارد، سايت كيلويي چنده، نشريه و نامه چه فايده داره وقتي با اشاره انگشت شماها تعطيل و تعليق مي شه!

نمي خواستيم حرف هاي شعاري بزنيم ولي فقط يك جمله را يادتان باشد كه: همه چيزمان را هم كه بگيريد يكي را نمي توانيد و باقي خواهد ماند:

فرياد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 15:34  توسط محمد بهرامی  |