تبليغاتX
اسلام ناب - اساساً ما به چه درد مي خوريم؟!

تجمع طلبكاران

اسم رضوي، شيرنگي، زارع دوست، خالقي و امثالهم را بسياري از طلبه ها شنيده اند و مي شناسندشان. سرمايه داراني كه با پول مضاربه اي طلبه ها فعاليت اقتصادي داشته اند و در دو سه سال اخير همه به دلايل مختلف ورشكست شده اند و بسياري از طلاب كه به جهت فعاليت علمي و سرمايه اندك توان كار اقتصادي نداشته اند و غالباً ميان يك تا ده ميليون تومان پول نزد اينها داشته اند و با سود ماهانه آن كرايه خانه و پول اقساط وام هاي خود را تامين مي كرده اند اكنون با مشكل جدي مواجه شده اند.

در اصل ماجرا و لزوم پيگيري آن حرفي نيست، حقشان است و بايد بگيرند. آنچه كه قابل تامل است اتفاق نظر و اشتراكي است كه پس از اين داستان شكل گرفته است.

ميان حوزويان هميشه ضرب المثل بوده كه طلبه ها با هم به اتفاق نمي رسند و كار گروهي و تشكيلاتي را به اين سادگي بر نمي تابند. اما گويي اين ماجرا و امثال آن از جنس ديگري است.

پس از ورشكستي سرمايه دارها چند سايت و وبلاگ اعتراضي و اطلاع رساني راه افتاده (+ و + و + و +)، مرتب جلسات دروني گرفته مي شود، به افراد مختلف كه داستان بي ربط و با ربط به آنها هست اطلاع داده شده، نامه نوشته شده و جلسه داشته اند؛ رئيس جمهور، رئيس قوه قضائيه، دادستان دادگاه ويژه روحانيت... و مجموعاً يك انسجام و هماهنگي بي سابقه ميان جمعي كثير شكل گرفته است، چيزي كه ميان حوزويان حول ديگر موضوعات به اين راحتي اتفاق نمي افتد. حركت آخر هم برگزاري تجمع مقابل دادگاه ويژه روحانيت است.

+ و + و + و +

همزمان هم البته اتفاقات ديگر هم رخ داده و هيچ صدايي ولو قليل از طلاب و حوزه علميه بلند نشده؛

- اعلام شده كه 2/9 ميليون نفر در كشور زير خط شديد فقر زندگي مي كنند و هيچ سايت و وبلاگ و تجمع و جلسه اي در قم تشكيل نشده است. گويي هيچ نسبتي ميان محرومين و مستضعفين با حوزه علميه و روحانيت وجود ندارد.

- عليرضا جهانشاهي طلبه سيرجاني به خاطر اينكه بلندگوي مظلوميت مردم سيرجان بوده و بدين جهت پياده از سيرجان به سمت تهران راه افتاده چند ماه است كه در زندان است و باز هم دريغ از يك فرياد حمايت از سوي حوزويان.

خجالت بايد كشيد از دانشجوياني كه در اين موضوع پيشقدم شدند و حداقل دهها بيانيه و تجمع و خبر و نشريه و... در حمايت از ايشان و مردم مستضعف سيرجان و محكوميت زمين خواري هاي دولتي كرمان داشتند.

- رهبري در يك سخنراني در جمع حوزويان از لزوم تحول جدي در حوزه ها مي گويد و به مسئولين شوراي مديريت، شوراي عالي حوزه، جامعه مدرسين و طلبه ها و در يك ساعت سخنراني چند بار خطر مرگ و انزواي حوزه ها را گوشزد مي كند و پس از بيش از يكسال، هيچ حركت جدي اي براي مطالبه اين درخواست رهبري از مسئولين حوزه از سوي اين طلاب صورت نمي گيرد.

- مطالبه قديمي رهبري در باب جنبش نرم افزاري و توليد علم هم حوزويان را وادار به يك خيز و جنبش قابل ذكر نمي كند و پس از سالها هنوز بحث در تبيين ضرورت و تعريف بحث باقي مي ماند.

- ....

 آيا همچنان بايستي اين حقيقت را كتمان كرد كه بسياري از ما بردگان پول و بندگان شكم هاي خود گشته ايم؟

و سئوال اين است كه اساساً ما به چه درد مي خوريم؟!

خودمان را ذخيره كرده ايم براي اسلام؟!

كدام اسلام؟

----------------------------

تو مايه هاي همين مطلب:

حوزه علمیه ای که ما ساختیم در مصاف دنیای امروز / بچه بسيجي رو چه به اين غلطا / حوزه علميه اي كه در خط ولايت نيست! / و سرانگشت چه کسی، گرِه‏های بی‏شمار"حوادث واقعه" را خواهد گشود؟ / آري اسلام! اما كدام اسلام؟ / آسيب شناسي روحانيت و حوزه هاي علميه از منظر شهيد مطهري / آقايان ملاك تعيين شأن روحانيت را براي مردم تبيين كنيد!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 15:17  توسط محمد بهرامی  |