<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اسلام ناب</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/</link>
<description>همه چيز داره الا محافظه كاري!!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 02 Sep 2009 23:51:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>براي رفيقي كه ديرتر از همه آمد و زودتر رفت...</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;به مناسبت چهلمین روز شهادتش&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آخرين بار وقتي اتفاقي در خيابان صفائيه قم، سر كوچه سپاه كنار روزنامه فروشي ديدمش و ده دقيقه يك ربعي با هم زير آفتاب داغ گپ زديم و خبر از هم گرفتيم و بعد از آن باز براي آخرين‌بار وقتي هفته‌هاي قبل از انتخابات با من تماس گرفت و سراغ برخي فيلم‌ها را از آرشيو من گرفت، به ذهنم خطور نمي‌كرد كه ديگر نمي‌بينيمش و تماسي هم نخواهيم داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمي‌دانستم كه بعد از آن ديدار در خيابان و تماس كوتاه تلفني، بار بعد با دلي پر اندوه و سرشار از حسرت گذشته‌ها و پر از حس نوستالوژيِ روزها و شب‌هاي فراواني كه با هم بوديم، ديدار بعدي‌مان بر سر مزارش خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهدي دهشيري را مي‌گويم، همان مهدي كه با جمعي از همسالانش چند سال قبل «معصوميه»اي شد و با اين كه به قول خودش شصت و هفتي بود ولي به سبب حس مشتركي كه با ما در «علقه به بسيج» داشت قاطي ما شد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قاطي ما كه پنج شش سال بزرگتر بوديم ولي گويي روح و روان مهدي همسن ما بود و اينگونه بود كه با هم شديم و چه روزها و شب‌هاي زيادي كه اتاق رايانه و اتاق فرمان و سالن همايش و دفتر بسيج و حجره و حياط مدرسه و... محمل كار وتلاش و خستگي و خنده و استراحت و شادي‌هايمان بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مي‌خواهم از مهدي رُك روايت كنم، فارغ از ملاحظات و آن‌گونه كه بود. حال كه رفته است و همه خاطرات مي‌سازند و خاطرات مي‌بافند حتي آنها كه فقط چند روز او را ديده‌اند و همه گفتگوها را و ديدارها را سرشار از معنويتی ساختگي مي‌كنند نه به اين جهت كه مهدي را بزرگ كنند بلكه به خاطر آنكه خودشان را تبرئه كنند، من مي‌خواهم كمي، نه خيلي زياد واقعي‌تر و آنگونه كه در سه سال «زندگي كردن» با مهدي دهشيري ديده‌ام بنويسم تا بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهدي تازه به دوران رسيده بود و ماند! وقتي چند مدت گذشت از بسيجي شدنش و وقتي كه روحش پركشيد باز «تازه به دوران رسيده» بود. هرچند بعضي‌ها، بسيجيِ تازه به دوران رسيده را اهل خشونت و خصومت و افراط و تفريط و... معني مي‌كنند، اما من غالب بسيجي‌هاي تازه وارد را پر از معنويت و سادگي و اخلاص و معصوميت ديده‌ام و منظورم از «تازه به دوران رسیده» همین معانیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسيج محمل آشنايي ما بود و خانه‌اي كه در آن زندگي مي‌كرديم. مهدي هم بچه بسيجي بود و به محض ورود به مدرسه معصوميه اهل اين خانه شد. آفتِ بزرگِ بسياري از مراكز بسيج معصوميتي است كه پس از مدتي از دست مي‌رود و«قالتاق»بازي منفي جايگزينش مي‌شود. به جرئت و با يقين به تصديق و تاييد تماميِ اطرافيان مي‌نويسم كه مهدي تازه به دوران رسيده و سرشار از معصوميت و سادگي و پاكي ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بارها بحث از سياست و فرهنگ و اقتصاد و... در حجره و دفتر بسيج در ميان بود، هركس بحثي مي‌كرد و گاهي بحث‌ها داغ مي‌شد، ولي هميشه مهدي خارج از اين درگيري‌ها و تحليل‌هاي آبكي ما بود! هرگاه كه نوبتش مي‌شد و سخن گفتن به او محول مي‌شد مي‌گفت من شصت و هفتي‌ام! از من نپرسيد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعضي كارهاي بسيج را همه كس حريف بودند و بعضي فقط يك مرد كار داشت. غالب كارها از نوع اول بود ولي چند كارِ ويژه بود كه تنها متخصصش يك شصت و هفتي هجده نوزده ساله بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كليپ‌هاي كوتاه و بلند حرفه‌ايِ برنامه‌هايِ هفتگيِ سالن آمفي‌تئاتر را فقط مهدي مي‌ساخت. اتاق فرمانِ سالن نمايش با چند مانيتور و كلي دستگاه و دكمه را در مراسمات مي‌چرخاند و اتاق رايانه و شبكه و سيم‌كشي و عكاسي و فيلمبرداري‌ها و مستندسازي‌ها و پرينت واسكن و تايپ و طراحي و اينها هم كه البته يه كم عمومي‌تر بودند ولي آن وقت كه مهدي بود فقط مهدي بود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شب‌هاي بعد از همايش‌ها و مراسمات؛ حدود دوازده و يك شب كه مدرسه خاموش بود و طلاب خواب، تازه وقت بسيجي‌ها مي‌رسيد! خسته از حداقل 24 ساعت فعاليت دور هم بودند و مشغول جمع و جور كردن پرچم‌ها و اسباب پذيرايي و... مي‌شديم و كارها را غالباً با خنده و خوشي انجام مي‌داديم و گاهي اگر خوردني‌اي گير مي‌آمد با هم نوش مي‌كرديم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شايد الآن كه مهدي ديگر نيست رفقای بسیجی‌اش که در ذهنشان دنبال خاطراتي با او می‌گردند، حتماً شب‌هاي بعد از مراسمات بسيج -كه يكي دوتا هم نبودند- را خوب به ياد آورند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من هم بعضي‌اش را خوب يادم است وقتی‌كه مهدي خسته‌تر از همه بود و خستگي در چشمانش و صورتش موج مي‌زد. ساخت كليپ و رصد مانيتورها در اتاق فرمان و مديريت پرده نمايش و... از وقت‌گيرترين كارها و خسته‌كننده‌ترين‌ها بود. چهره خسته اش پس از برنامه‌های سنگین بسیج و خنده‌هایش در عین آن خستگی یادگاری است که از آن شب‌های به یادماندنی در ذهن من مانده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گاهی این خستگی آنقدر بود که بعد از برنامه مهدی تا دو سه روز پیدایش نبود و کم کم برای کارهای بعدی آفتابی می‌شد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;براي افتتاح سالن همايش مدرسه معصوميه، بسيج سنگ تمام گذاشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قرار بود پس از سختی‌هایی كه مدريت مدرسه و بسيج در ساخت سالن متحمل شدند مراسم افتتاحي درخور برای سالن برگزار شود و همین‌طور هم شد. حجم برنامه‌ها و كارهاي سنگيني كه برگزار شد بماند، همين قدر بس كه بعضي بچه‌ها سه روز و سه شب متوالي كار كردند: فيلم برداري و عكاسي و تبديل و ساخت فيلم و مستند و كليپ و... پروژه اي كه البته لازمه اش اخلاص و جهاد و بي خوابي بود و احتمالاً مزدش آنچه كه اكنون نصيب او شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تاسوعا و عاشوراي 1385 به سرمان زد كه زائر مناطق جنگی جنوب و كربلاي ايران باشيم. پنج نفر شديم و با يك سواري راهي شديم. يادم است از جلوي معصوميه كه راه افتاديم رفتيم درب خانه مهدي دهشيري، چند دقيقه اي آنجا توقف كرديم. مهدي از خانه‌شان يك پرچم مشكي كه روي آن عبارت «ياحسين» نوشته شده بود آورد و روي كاپوت ماشين بستيمش و راهي شديم. خنده‌هاي مهدي را وقتي صبح در دوكوهه دور هم جمع بوديم و صبحانه مي‌خورديم يادم هست، تازه از خواب بیدار شده بود و پتو روی کولش انداخته بود و همانطور و با چشمهای پف کرده آمده بود سر سفره. گريه‌هايش را در فكه وقتي سعيد قاسمي سخنراني مي‌كرد يادم هست و عكسش را در همان‌وقت نيز دارم. شيطنت‌هايش را وقتي كه با همديگر كامپيوتر راهيان نور را در پادگان اهواز كه به ما گفتند درستش كنيد و نتوانستيم و دوسه تايي خرابترش كرديم و در رفتیم و البته لو رفتیم را يادم هست. پشت فرمان نشستنش با اعتماد به نفس بالاي صد در صد و دوسه بار تا مرز تصادف رفتن و از جاده خارج شدنش را يادم هست و چقدر خاطرات ديگر كه با هم در آن روزهاي زيبا و تكرارناشدني داشتيم واكنون ديگر نمي‌يابمشان. تنها قطره اي از آن درياها را مي‌نويسم تا دلم كمي آرام گيرد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يك سالي از جداييمان مي‌گذشت. من ديگر در معصوميه نبودم و كمتر همديگر را مي‌ديديم البته خانه‌مان با خانه پدر مهدي سه كوچه فاصله داشت و گاهي گذرمان به هم مي‌خورد. با همسرم راهي سفر شمال بوديم، عجله داشتم زنگ زدم به مهدي و گفتم اگر دوربينت را لازم نداري امانت بده به من، مي‌دانستم كه دوربينش را هم دوست دارد و هم لازم دارد، تازه هم خريده بودش به قيمت بالا. فكر مي‌كردم بايد از كسي ديگر بگيرم و به فكر دوربيني ديگر باشم اما به جاي اينكه بهانه بياورد يا اينكه بزرگي بفروشد و بگويد مثلا بيا فلان‌جا تحويل بگير تواضع كرد و خودش آمد خانه ما! دوربينش را با همه تجهيزات آورد و گفت: اين رَم اضافي را هم بگير شايد لازمت بشه! چند نكته هم در مورد استفاده گفت و بدون منت‌گذاري رفاقتش را و بزرگي‌اش را با دريايي از تواضع به رُخ من كشيد و رفت. وقتي بازگشتم باز هم خودش آمد خانه‌مان و امانتي‌اش را تحويل گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با هم رفته بوديم كرمان براي تبليغ، نيمه رمضان سال قبل. دقيقاً يك سال پيش قرار بود با هم از وضعيت منطقه و مسائل مختلف اقتصادي و معيشتي و عقيدتي و همچنين تبليغ بچه‌ها مستندي بسازيم. تا به خودم آمدم ديدم مهدي نيست، پرسيدم گفتند مشكلي برايش پيش آمد برگشت قم. دوربينش را گذاشته بود و رفته بود. مستند به من واگذار شد من هم غير از چند فيلم و مصاحبه پراكنده و تعدادي عكس توفيق بيشتري نيافتم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در آخرين ديدار پيراهن سفيدي بر تن داشت و سرش را هم اصلاح كرده بود. چون مدت زیادی بود که هم را ندیده بودیم حرف‌های الکی و پراکنده می‌زدیم تا بیشتر پیش هم بمانیم و هم را ببینیم ولی فراغ گریزناپذیر بود و پنج دقیقه و ده دقیقه بیشتر در این دیدارهای فوری و مختصر دردی را دوا نمی‌کرد و این «همزبانی»های زورکی جای یک لحظه «همدلی»های قدیممان را هم نمی‌گرفت. این حس دوری از هم وقتی با دوستی کنار هم باشی و سال‌ها سابقه رفاقت داشته باشی از غریب‌ترین حالات رفاقت است و البته شاید آن دوری در عین نزدیکی مقدمه‌ای برای این فراق اکبر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;***   ***   ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرداد 1388 راهي مشهد بودم. در دامغان مطلع شدم كه مهدي دهشيري در اردوي تخصصي دريايي در زيباكنار هنگام پرش از نردبان روي قايق سقوط كرده و جان به جان‌آفرين تسليم كرده. مدتي گذشت تا بهت و ناباوري كنار رفت و جايش سكوت و حسرتِ صدها خاطره باقي ماند با يک دنياي نامردِ بي مروت بدون مهدي. جوان بيست و يك ساله شصت و هفتي... .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;*** *** ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتي به قم رسيدم تشييع و ختم سوم و هفتم تمام شده بود. تنها نصيبم همراهي با دوستانش در ديدار با پدر و خانواده‌اش بود. و سوزناك‌ترين لحظه‌اش وقتي كه دانستم امروز كه دوستان مهدي براي تسلاي خاطر خانواده‌ي نجيبش گرد آمده‌اند سالروز تولدش است، قلبم گرفت. وقتي گفتند موقع سقوط پاي مهدي شكسته است دلم شكست و وقتي شنيدم گردنش هم شكسته است كمرم شكست. مهدي دوست من بود، مهدي برادر كوچك من بود. اي كاش مثل خيلي ديگر گاهي لجباز مي شد و گاهي نامردي مي‌كرد و گاهي سرِ كسي را كلاه مي‌گذاشت تا مظلوميتش اكنون اينگونه دلم را به درد نياورد. اما نه! اين مقام نصيب هركس نمي‌شود، اگر همه رسم سادگي را فراموش كنند كه ديگر هيچ راهي به سعادت و معرفت باز نخواهد بود. و ديگر نه باب شهود و شهادت گشوده مي‌شود، و نه ديگر چراغ راهي براي ما گناهكاران وجود دارد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; *** *** ***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهدي دهشيري رفت و من و ما با بار سنگینی از غفلت‌هایمان مانديم. اي كاش معصوميت از دست رفته را ما نيز بازيابيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;باشد تا معصوميت مهدي‌ها، مهدي معصوم(عج) را به ما برگرداند...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=552 alt=&quot;مهدی دهشیری&quot; hspace=0 src=&quot;http://eslame-nab.persiangig.com/118.jpg&quot; width=438 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 444px; HEIGHT: 570px&quot; height=558 alt=&quot;مهدی دهشیری&quot; hspace=0 src=&quot;http://eslame-nab.persiangig.com/116.jpg&quot; width=412 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 434px; HEIGHT: 587px&quot; height=593 alt=&quot;مهدی دهشیری&quot; hspace=0 src=&quot;http://eslame-nab.persiangig.com/114.jpg&quot; width=434 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 442px; HEIGHT: 551px&quot; height=542 alt=&quot;مهدی دهشیری&quot; hspace=0 src=&quot;http://eslame-nab.persiangig.com/111.jpg&quot; width=428 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 450px; HEIGHT: 311px&quot; height=378 alt=&quot;مهدی دهشیری&quot; hspace=0 src=&quot;http://eslame-nab.persiangig.com/113.jpg&quot; width=450 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 452px; HEIGHT: 310px&quot; height=341 alt=&quot;مهدی دهشیری&quot; hspace=0 src=&quot;http://eslame-nab.persiangig.com/112.jpg&quot; width=452 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;مهدی دهشیری&quot; hspace=0 src=&quot;http://eslame-nab.persiangig.com/115.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 466px; HEIGHT: 323px&quot; height=372 alt=&quot;مهدی دهشیری&quot; hspace=0 src=&quot;http://eslame-nab.persiangig.com/117.jpg&quot; width=376 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 23:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توليد و توزيع نرم افزار خميني بت شكن - جامع ترين نرم افزار در مورد امام خميني</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;به مناسبت سالروز رحلت حضرت امام خميني رحمت الله عليه، نرم افزار خميني بت شكن حاوي ۷۵۰ سخنراني از حضرت امام است كه بيش از ۵۰۰ سخنراني از اين مجموعه براي اولين بار منتشر شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;بي توجهي موسسه تنظيم و نشر آثار امام به توزيع و نشر اين سخنراني ها و عدم دسترسي جوانان حزب اللهي و موسسات و تشكل هاي مختلف به اين مجموعه علت اصلي اقدام مجمع اسلام ناب بر اين حركت بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مجمع اسلام ناب با تلاش بسيار نوارهاي قديمي را از جاهاي مختلف و پراكنده، جمع آوري و تبديل به فايل هاي كامپيوتري كرده و در يك دي وي دي و با قيمتي نازل (۱۵۰۰ تومان) به علاقه مندان عرضه كرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;علاوه بر سخنراني ها &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ده‌ها قطعه فیلم، صدها مقاله، هزاران قطعه عکس، متن کامل صحیفه امام با قابلیت جستجو، ده‌ها خاطره و سخنرانی پیرامون حضرت امام، متن کتب و اشعار حضرت امام، بخش مطالب عربی و انگلیسی و ... &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;در نرم افزار موجود است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اين نرم افزار توسط مجمع اسلام ناب توليد شده و &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;توسط موسسه نرم افزاري آرمان توزيع مي شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/2niqgyu.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;براي تهيه نرم افزار به &lt;A href=&quot;http://armancenter.ir/index.php?act=view_product&amp;id=79&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اينجا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; مراجعه يا با ۰۹۱۲۲۵۲۵۶۹۳ و  ۰۹۱۲۲۵۳۵۴۲۲ تماس بگيريد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 May 2009 18:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در حد ۳۰ ثانيه!</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;سفر ده روزه جهادي تبليغي به قلعه گنج كرمان، يك هفته كامل رنگ كاري!!، و سپس يكي دو هفته قبل و نيز هفته بعد كه به كارهاي فراوان جشن ازدواج گذشته و مي گذرد دليل حال و روز فعلي وبلاگ است!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#003300&gt; اينا رو نوشتم تا كسي فكر نكنه تعطيله و ديگه نيستيم! ان شاء الله از اوايل سال ۸۸ مطالب طبق روال قبل آپديت مي‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سال نو هم مبارك!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Mar 2009 10:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جوالدوزي به خودمان!</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;اندكي درباره اسرائيلي كه قرار بود از صحنه روزگار حذف شود!&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسرائيل يك رژيم تحميل شده‌ي با فريب و نيرنگ و زور است و تحقيقاً بايد گفت كه پست ترين و پليدترين انسان‌هاي معاصر كه در فريب‌كاري و آدم‌كشي و غارتگري و خصلت‌هاي پست انساني در جهان امروز در ليست برترين‌ها هستند سران اين رژيم و طرفداران و وابستگان آن در هر جايي كه هستند مي‌باشند. و امروز چه بخواهيم و چه نخواهيم زودتر از آل سعود و آمريكا و انگليس دشمن اول ما اسرائيل است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما در باب آنچه كه به ما مربوط مي‌شود چقدر از خودمان سوال پرسيده‌ايم؟! به اندازه كافي شعار داده‌ايم و عليه اسرائيل تبليغات كرده‌ايم و به حساب خودمان از فلسطين و قدس دفاع كرده‌ايم اما احتمالا كمتر از خودمان پرسيده‌ايم كه چرا كمتر جواب گرفته‌ايم؟ و چرا در اين راستا «انرژي متراكم جهان اسلام» را نتوانسته‌ايم آزاد كنيم. شايد بد نباشد كه اگر صد سوزن به بقيه مي‌زنيم گاهي جوالدوزي هم به خودمان فرو كنيم! يكي از علت‌ها شيوه تكراري‌اي است كه استفاده كرده‌ايم و در حقيقت نوع تبليغات و شعار دادن را بايد با بهره‌گيري از شيوه‌هاي نوين رسانه‌اي به صورت موثري تغيير دهيم اما مساله را در جاي ديگري نيز بايد پيگيري كرد و آنچه كه كمتر به آن مي‌پردازيم آمار فعاليت‌ها و توان اسرائيل است كه اگر آن را دشمن خوادمان مي‌دانيم ضروري است تا به آن توجه كنيم و مرتب آن را رصد كنيم و با آنچه كه خودمان انجام مي‌دهيم مقايسه كنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر شعار محو اسرائيل مي‌دهيم چقدر براي آن برنامه‌ريزي كرده‌ايم؟ چقدر اصلاً اسرائيل را شناخته‌ايم؟ به نقاط ضعف آن چقدر واقف بوده‌ايم؟ هم جبهه‌اي‌ها را چقدر شناسايي و فعال كرده‌ايم و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بايد اعتراف كنيم كه به موازات زياد شدن شعار و نفرت و دشمني‌مان عليه اسرائيل پيشرفتي در اين راستا نداشته‌ايم و شاهد آن، سردرگمي‌مان در اين چنين مواقعي است كه خونمان از دشمنان به جوش مي‌آيد و هيچ از دستمان نمي‌آيد! و معلوم است كه تا اولا شناختي جامع از دشمنمان نداشته باشيم و ثانياً خودمان را به سطحي از توانايي نرسانده باشيم همچنان در نظريه‌پردازي و اقدام مي‌لنگيم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حزب الله لبنان اگر از 2000 كه اسرائيل را از خاك لبنان بيرون كرد مشغول برنامه‌ريزي و كار نمي‌شد مسلم در جنگ 33 روزه اينچنين دنيا را به حيرت وا نمي‌داشت، حزب‌الله اگر ادعا دارد كه اسرائيل برايش از تار عنكبوت سست‌تر است با شناسايي نقاط ضعف و قوت اسرائيل و پيش‌بيني اوضاع و رصد دقيق فعاليت‌هاي مختلف دشمن و نيز توجه به ابعاد مختلف اعتقادي، رسانه‌اي، نظامي و... دائم در حال تلاش و فعاليت و مجاهدت بود و اينچنين توانست براي اولين بار اسرائيل را شكست دهد. حزب الله هر زماني براي جنگ آماده بود و تا آنجا پيش رفته بود كه حتي جغرافياي زميني منطقه را قبل از جنگ به نفع خودش دستكاري كرده بود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما ما چه؟! ما هم شعار محو اسرائيل مي‌دهيم! ما نيز اسرائيل را ضعيف و ساده مي‌پنداريم! ما نيز اسرائيل را دشمن شماره يك خود مي‌دانيم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما چه كرده‌ايم؟ آنقدر شعار بدون اقدام سر داده‌ايم كه خودمان هم خسته شده‌ايم!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نگاهي اجمالي به برخي آمار سياسي، علمي، جمعيتي، اقتصادي، كشاورزي، پزشكي، نظامي و قضايي و حقوقي اسرائيل گوياي خيلي چيزهاست! بخشي از اين آمار از منابع معتبر مي‌آيد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;جمعيت&lt;/FONT&gt; اسرائيل حدود 7 ميليون نفر از ميان كل 13 تا 15 ميليون يهودي روي زمين است، اگر جمعيت يهوديان را خيلي خوشبينانه! 15 ميليون نفر فرض كنيم يك‌صدم مسلمانان(5/1ميليارد) و حدود يك هزارم كل جمعيت كره زمين هستند. اما آمار توان اسرائيل متفاوت از آمار جمعيتي آن است؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسرائيل يكي از مراكز برتر توليد كننده‌ي &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;علم&lt;/FONT&gt; و در رتبه اول در خاور ميانه و 21 در جهان است. و ما در رتبه چهارم خاورميانه و 41 جهان. اسرائيل توانسته است در طول بازه‌اي 10 ساله (يک ژانويه 1996 تا 31 اکتبر 2006) و با ده برابر جمعيت كمتر، چهار برابر و نيم ايران مقاله علمي توليد کند. اگر ترکيه را کنار بگذاريم مجموع کل مقاله هاي منتشر شده توسط کشورهاي عرب، ايران و قبرس در مقايسه با مقاله هاي اسرائيل کمتر است. اين قسمت يعني موضوع علم از مهمترين شاخص‌ها است. چرا كه صنعت و سلاح و... را با پول مي‌توان خريد و ملاك صددرصد برتر نيست اما مساله توليد علم جزء شاخص‌هاي درجه يك است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همچنين بزرگترين مركز شيعه شناسي دنيا كه كار آكادميك مي‌كند در اسرائيل است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جمعيت فعلي اسرائيل فراتر از هفت ميليون است (5.5 يهودي و 1.5 عرب) و نسبت به شصت سال قبل كه 660 هزار نفر بوده يازده برابر بيشتر شده است. برنامه ريزي اسرائيل براي اين مساله و جذب جمعيت بسيار گسترده بوده و انواع و اقسام مزايا از قبيل مسكن، امكانات تحصيلي، كار و... را براي مهاجراني كه باز مي‌گردد در نظر مي‌گيرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از منظر &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;اقتصادي&lt;/FONT&gt; آمار اسرائيل در سطح مطلوب جهاني محسوب مي‌شود، به عنوان مثال درآمد سرانه مردم اسرائيل 20 هزار دلار و نسبت به اغلب كشورهاي خاورميانه خيلي بيشتر است. كه البته در سايه كمك و حمايت آمريكا است. اسرائيل از جهت درآمد سرانه ناخالص ملي ميان 208 كشور در رتبه 40 جهان و 2 خاورميانه و ما در رتبه 111 جهان و 7 خاورميانه هستيم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از لحاظ &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;نظامي&lt;/FONT&gt; كه نياز به توضيح نيست! اسرائيل داراي انواع سلاح‌هاي هسته‌اي، شيميايي، جنگنده‌هاي پيشرفته، موشك‌هاي بالستيك، موشك‌هاي كروز، سيستم‌هاي پرتابي ديگر و وسايل نقليه هوايي بدون سرنشين است. چهار جنگ شده عليه اسرائيل و كشورهاي بزرگي چون عربستان و مصر نتوانسته‌اند حتي ضربه‌اي اساسي به اسرائيل وارد كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حيطه &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;كشاورزي&lt;/FONT&gt; مساحت کل سرزمين اسرائيل بر 22 هزار کيلومتر مربع (يک هشتادم خاک ايران) بالغ مي‌گردد که بيش از نيمي از آن باير محسوب مي‌شود. ميزان بارندگي در آن بسيار کم است و عليرغم اين وضع، اسرائيل نه تنها يکي از پيشرفته‌ترين تکنيک‌هاي کشاورزي را دارد، بلکه هر سال صدها ميليون دلار محصولات کشاورزي و غذائي و چند صد ميليون دلار ديگر وسائل کشاورزي به دنيا صادر مي‌کند. اسرائيل از نظر ميزان توليد در هر هکتار زمين، در بسياري از رشته‌ها در دنيا رکورد اول را دارا مي‌باشد. در حوزه پزشكي اسرائيل از مراكز مطرح در سطح جهان است و هم از لحاظ تجهيزات پيشرفته و قوي است و هم از نظر برخورداري از پزشكان زبده و توانا.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در وادي &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;رسانه‌اي&lt;/FONT&gt; نيز تسلط و نفوذ صهيونيست در عرصه سينما، شبكه‌هاي خبري و غير خبري تلويزيوني، ماهواره‌اي و راديويي، روزنامه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي، كمپاني‌هاي فيلم‌سازي و... آنقدر مشخص است و در مورد آن گفته شده كه نياز به آوردن كد و ارائه آمار از سوي ما نمي‌باشد! بطور مثال 3 شبکه &lt;B&gt; ABC&lt;/B&gt;&lt;B&gt;،&lt;/B&gt;&lt;B&gt;CBS &lt;/B&gt;&lt;B&gt; و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; NBC &lt;/B&gt;در حکم شبکه هاي مادر بوده و تقريباً تمامي شبکه هاي ديگر امريکا که نزديک به 1100 شبکه مي باشند، اخبار و گزارشات خود را از اين 3 شبکه دريافت و به مخاطبان خود ارائه مي‌نمايند. اين در حاليست که شبکه &lt;B&gt;ABC&lt;/B&gt; همکاري مداومي با موساد دارد و همواره در حال پخش تصاويري براي نشان دادن مظلوميت قوم يهود مي باشد و شبکه &lt;B&gt;NBC&lt;/B&gt; نيز توسط يک يهودي اداره مي‌شود و اکثر شبکه‌هاي تلويزيوني عربي نيز از تحليل‌ها و اخبار اين شبکه‌ها استفاده مي‌نمايند که نمونه آن ماهواره &quot;&lt;B&gt;عرب ست&lt;/B&gt;&quot; است که روزانه برنامه‌هاي زيادي را به مردم کشورهاي عربي تزريق مي‌نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در بخش &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;مطبوعات&lt;/FONT&gt; نيز همينطور است و روزنامه‌هاي معروفي چون تايمز و ديلي اکسپرس و بيش از 20 روزنامه ديگر تنها در کشور انگلستان و کلاً اروپا به تزريق افکار صهيونيزم مي‌پردازند.  جمله معروفي از يكي از خاخام‌هاي قديمي اسرائيل است كه «&lt;I&gt;اگر طلا نخستين ابزار ما در سيطره و حکومت بر جهان است، بي ترديد مطبوعات و روزنامه‌نگاري دومين ابزار ما خواهد بود&lt;/I&gt;» براي ادامه اين آمار کافي است در سايت &lt;B&gt;Wikipedia&lt;/B&gt; يا &lt;B&gt;Freedictionary&lt;/B&gt; يا سايت هاي جستجو، عبارت هايي چون &lt;B&gt;Jewish actor (Zionist)&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;يا&lt;B&gt;  Jewish Director(Zionist)&lt;/B&gt; يا&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;  Jewish Produer (Zionist)&lt;/B&gt;يا &lt;B&gt;Hollywood Juda&lt;/B&gt; &lt;B&gt;(Zionism)&lt;/B&gt;  را وارد کنيد تا ليست‌هاي بلندي به شما ارائه دهد. و امروز دنيا به همان سمتي مي‌رود كه اين رسانه‌ها اراده مي‌كنند. در بسياري از برهه‌ها همين رسانه‌ها توانسته‌اند تا حدود زيادي رسانه‌هاي دنيا را عليه ايران متقاعد كنند و حق را به آمريكا و اسرائيل بدهند! در حوزه سياسي و عرصه بين‌الملل هم وضعيت عيان و آشكار است و نياز به توضيح ندارد. كوتاه سخن آنكه آمريكا كه تاثيرگذارترين كشور دنيا است تحت سلطه و لابي صهيونيست‌ها فعاليت مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حيطه‌ي مسائل &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;حقوقي و قضايي&lt;/FONT&gt; و نيز درباب &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;صنعت&lt;/FONT&gt; داخلي نيز اين رژيم طبق شاخص‌هاي سنجش رسمي داراي آمار مطلوبي است، همچنين در مورد ساختارهاي سياسي و اجتماعي دروني.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته ما بنياد تمام اين بزرگي‌ها را بر باطل مي‌دانيم و معتقديم همه‌ي اين پيشرفت‌ها با ضايع كردن حق ديگران و با دزدي و زورگويي و آدم‌كشي به دست آمده و به همين جهت اعتقاد داريم كه پايدار نخواهد بود و پيروزي نهايي با طرف مقابل و شكست نصيب اين رژيم خواهد شد، اما بحث اصلي در استواري و ثبات آنان بر باطل خويش است كه نا اميد نشده‌اند و برنامه‌ريزي كرده‌اند و بدينجا رسيده‌اند. اعتقادشان را پيگيري كرده‌اند و بر پايه اين توان و قدرت اينگونه جنايت مي‌كنند و اكنون دنيايي به آنها (كه شش ميليون از شش ميليارد هستند) اعتراض مي‌كند و هيچ فايده ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;و ما بايد از خودمان بپرسيم كه ما چقدر كار كرده‌ايم؟ ما چقدر بر حق استوار بوده‌ايم؟ اگر آنها براي باطل برنامه دارند ما براي حق و براي محو باطل چقدر برنامه داريم؟ ما مسلمانان. ما مسلمانان با يك و نيم ميليارد جمعيت! ما شيعيان با دويست و خورده‌اي ميليون يا ما ايرانيان با 60 ميليون! يا ما بسيجيان با ده ميليون! از جهت علمي و اقتصادي آنقدر خودمان را غني كرده‌ايم كه مستقل شويم و از آن در جهت ضربه به اسرائيل استفاده كنيم؟ چرا نمي توانيم صدور نفت را اين مواقع قطع كنيم؟ يا حتي كم كنيم؟ توان تاثيرگذاري رسانه‌ايمان چقدر است؟ از همه‌ي ظرفيت‌ها استفاده كرده‌ايم؟ همين جوانان شهادت‌طلب و استشهادي ما چقدر توجيه هستند؟ چقدر به نقاط ضعف اسرائيل واقف هستيم؟ اصلاً نقشه و جغرافياي آن را مي‌شناسيم؟ ما كه در فرودگاه چند استان براي اعزام به غزه تحصن كرديم اگر همين الان در ميان اسرائيل رهايمان كنند چقدر توان ضربه زدن داريم؟! اصلاً مي‌دانيم كدام طرف بايد برويم؟! زبان بلديم؟ مراكز حساس فلسطين و اسرائيل را مي شناسيم؟ همسنگرها را؟ يك رفيق همفكر در فلسطين داريم كه برويم سراغش؟ راه‌هاي نفوذ را مي‌دانيم؟ اگر صد نفر از تمام اين تجمع‌كنندگان را گلچين كنيم و همين الآن بفرستيم غزه آيا افتخار آفرين خواهند بود و كولاك مي‌كنند يا... اينهمه آدم پاي كار چقدر توانسته‌اند در حوزه رسانه‌اي در سطح بين‌الملل موثر باشند و اتفاقاتي كه در اين عرصه رقم زده‌ايم همه‌ي آن چيزي است كه مي‌شده انجام داد؟ كارهاي دولتي و غير دولتي‌مان در راستاي برنامه‌ريزي براي حذف اسرائيل چه بوده است؟ چقدر توان‌هاي جزيره‌اي جواناني كه درونشان عليه اسرائيل مي‌خروشند را سازماندهي كرده‌ايم؟ آيا حتي يك كارگاه بيست ساعته براي شناخت جغرافيا، بررسي نقاط ضعف و قوت خودي و دشمن، آموزش هاي چريكي و نظامي و... داشته‌ايم؟ اساتيدي كه آموزش بدهند مي‌شناسيم؟ اصلاً داريم؟! و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;و بالاخره اينكه برنامه‌مان براي محو اسرائيل چيست؟&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;-------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لينك‌هاي مرتبط:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://talabeh3.persianblog.ir/post/86/&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;این مرد زغال‌فروش است&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.edalatkhahi.ir/003782.shtml&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بسیجی هستی کو پلاکت؟ عضو گردان رزمی هستی، رسته‌ات چیه؟ پیکی؟ آرپیجی‌زنی؟ چی هستی ؟ روحانی گروهانی؟ چیکاره ای؟&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.armankhahi.blogfa.com/post-208.aspx&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;فرصتي به نام «بازگشت به ديپلماسي 57»&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; و &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.armankhahi.blogfa.com/post-209.aspx&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;غزه، رسواگر مرتجعان&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://zionism.blogfa.com/post-337.aspx&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;پاسخي به يك شبهه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rajanews.com/detail.asp?id=22759&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;كوكاكولا در دست، مارلبورو بر لب، مرگ براسرائيل&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://islamenab.ir/index.php?action=show_news&amp;news_id=201&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;سخنرانی پرشور شهید مطهری در عاشورای سال 1348 درباره فلسطين&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newsH.php?hoz=203&amp;spc=1&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اخبار و گزارش‌هاي غزه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://zarkhepo0tal.blogfa.com/post-176.aspx&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دانلود فايل تصويري آقاي پپسي كولا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;A href=&quot;http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8710111502&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اگر ما دشمني را جدي گرفته بوديم الان اينجا معطل نبوديم!&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 Jan 2009 21:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارائه نمايشگاه و كتاب «همين جا كربلاست» به مناسبت ايام محرم و دهه فجر</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/15qsr42.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;قابل توجه تشكل ها و مراكز فرهنگي&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمايشگاه &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;«&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt;همين جا كربلاست&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;»&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt;، شامل 50 تابلو 50 در 70 و با محوريت مفاهيمي چون &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#0000ff&gt;ظلم ستيزي، عدالت خواهي، دفاع از محرومين و مستضعفين، مبارزه با استکبار، آسيب شناسي انقلاب اسلامي، وظايف منتظران و انتظار حقيقي، آسيب شناسي عزاداري و معرفي فرهنگ واقعي&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=Tahoma color=#0000ff size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#0000ff&gt;عاشورا، تحجر و مقدس مآبي و...&lt;/FONT&gt; كه از جملات حضرت امام خميني و مقام معظم رهبري انتخاب شده، جهت ايام محرم و صفر و نيز دهه فجر آماده ارائه رايگان به علاقه مندان مي باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اين نمايشگاه به همت &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;«&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt;مجمع اسلام ناب&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt;در يک سير منظم و ممتد در سه مقطع &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; color=#ff0000 size=2&gt;عاشورا&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt;، انقلاب، &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; color=#008000 size=2&gt;ظهور &lt;FONT color=#000000&gt;&lt;A href=&quot;http://eslame-nab.blogfa.com/post-14.aspx&quot;&gt;(كربلاي ديروز، كربلاي امروز، كربلاي فردا)&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt; آماده شده است. همچنين كتاب &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;«&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt;همين جا كربلاست&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;»&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma (Arabic)&quot; size=2&gt; نيز با همين سير موضوعات و در سه بخش مذكور آماده ارائه است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;كتاب همين جا كربلاست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 426px; HEIGHT: 430px&quot; height=453 alt=&quot;كتاب همين جا كربلاست&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/2nqtrg1.jpg&quot; width=426 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تلفن تماس: 09124527802 و 09122535422&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://eslame-nab.blogfa.com/post-14.aspx&quot;&gt;اينجا&lt;/A&gt; را هم ببينيد&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Dec 2008 18:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اساساً ما به چه درد مي خوريم؟!</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;تجمع طلبكاران&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/2j0f1c2.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسم رضوي، شيرنگي، زارع دوست، خالقي و امثالهم را بسياري از طلبه ها شنيده اند و مي شناسندشان. سرمايه داراني كه با پول مضاربه اي طلبه ها فعاليت اقتصادي داشته اند و در دو سه سال اخير همه به دلايل مختلف ورشكست شده اند و بسياري از طلاب كه به جهت فعاليت علمي و سرمايه اندك توان كار اقتصادي نداشته اند و غالباً ميان يك تا ده ميليون تومان پول نزد اينها داشته اند و با سود ماهانه آن كرايه خانه و پول اقساط وام هاي خود را تامين مي كرده اند اكنون با مشكل جدي مواجه شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اصل ماجرا و لزوم پيگيري آن حرفي نيست، حقشان است و بايد بگيرند. آنچه كه قابل تامل است اتفاق نظر و اشتراكي است كه پس از اين داستان شكل گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ميان حوزويان هميشه ضرب المثل بوده كه طلبه ها با هم به اتفاق نمي رسند و كار گروهي و تشكيلاتي را به اين سادگي بر نمي تابند. اما گويي اين ماجرا و امثال آن از جنس ديگري است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از ورشكستي سرمايه دارها چند سايت و وبلاگ اعتراضي و اطلاع رساني راه افتاده (&lt;A href=&quot;http://www.irw.ir/&quot;&gt;+&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.bazpardakht.com/&quot;&gt;+&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.talabkaran.persianblog.ir/&quot;&gt;+&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://shirangi.parsiblog.com/&quot;&gt;+&lt;/A&gt;)، مرتب جلسات دروني گرفته مي شود، به افراد مختلف كه داستان بي ربط و با ربط به آنها هست اطلاع داده شده، نامه نوشته شده و جلسه داشته اند؛ رئيس جمهور، رئيس قوه قضائيه، دادستان دادگاه ويژه روحانيت... و مجموعاً يك انسجام و هماهنگي بي سابقه ميان جمعي كثير شكل گرفته است، چيزي كه ميان حوزويان حول ديگر موضوعات به اين راحتي اتفاق نمي افتد. حركت آخر هم برگزاري تجمع مقابل دادگاه ويژه روحانيت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.jahannews.com/fa/pages/?cid=29621&quot;&gt;+&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.bazpardakht.com/nameh.htm&quot;&gt;+&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8703260642&quot;&gt;+&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=54049&quot;&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همزمان هم البته اتفاقات ديگر هم رخ داده و هيچ صدايي ولو قليل از طلاب و حوزه علميه بلند نشده؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اعلام شده كه 2/9 ميليون نفر در كشور زير خط شديد فقر زندگي مي كنند و هيچ سايت و وبلاگ و تجمع و جلسه اي در قم تشكيل نشده است. گويي هيچ نسبتي ميان محرومين و مستضعفين با حوزه علميه و روحانيت وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- عليرضا جهانشاهي طلبه سيرجاني به خاطر اينكه بلندگوي مظلوميت مردم سيرجان بوده و بدين جهت پياده از سيرجان به سمت تهران راه افتاده چند ماه است كه در زندان است و باز هم دريغ از يك فرياد حمايت از سوي حوزويان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خجالت بايد كشيد از دانشجوياني كه در اين موضوع پيشقدم شدند و حداقل دهها بيانيه و تجمع و خبر و نشريه و... در حمايت از ايشان و مردم مستضعف سيرجان و محكوميت زمين خواري هاي دولتي كرمان داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- رهبري در يك سخنراني در جمع حوزويان از لزوم تحول جدي در حوزه ها مي گويد و به مسئولين شوراي مديريت، شوراي عالي حوزه، جامعه مدرسين و طلبه ها و در يك ساعت سخنراني چند بار خطر مرگ و انزواي حوزه ها را گوشزد مي كند و پس از بيش از يكسال، هيچ حركت جدي اي براي مطالبه اين درخواست رهبري از مسئولين حوزه از سوي اين طلاب صورت نمي گيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- مطالبه قديمي رهبري در باب جنبش نرم افزاري و توليد علم هم حوزويان را وادار به يك خيز و جنبش قابل ذكر نمي كند و پس از سالها هنوز بحث در تبيين ضرورت و تعريف بحث باقي مي ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; آيا همچنان بايستي اين حقيقت را كتمان كرد كه بسياري از ما &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;بردگان پول و بندگان شكم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; هاي خود گشته ايم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و سئوال اين است كه اساساً ما به چه درد مي خوريم؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خودمان را ذخيره كرده ايم براي اسلام؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كدام اسلام؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;----------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تو مايه هاي همين مطلب:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://eslame-nab.blogfa.com/post-23.aspx&quot;&gt;حوزه علمیه ای که ما ساختیم در مصاف دنیای امروز&lt;/A&gt; / &lt;A href=&quot;http://eslame-nab.blogfa.com/post-8.aspx&quot;&gt;بچه بسيجي رو چه به اين غلطا&lt;/A&gt; / &lt;A href=&quot;http://eslame-nab.blogfa.com/post-17.aspx&quot;&gt;حوزه علميه اي كه در خط ولايت نيست!&lt;/A&gt; / &lt;A href=&quot;http://eslame-nab.blogfa.com/post-16.aspx&quot;&gt;و سرانگشت چه کسی، گرِه‏های بی‏شمار&quot;حوادث واقعه&quot; را خواهد گشود؟&lt;/A&gt; / &lt;A href=&quot;http://eslame-nab.blogfa.com/post-21.aspx&quot;&gt;آري اسلام! اما كدام اسلام؟&lt;/A&gt; / &lt;A href=&quot;http://eslame-nab.blogfa.com/post-28.aspx&quot;&gt;آسيب شناسي روحانيت و حوزه هاي علميه از منظر شهيد مطهري&lt;/A&gt; / &lt;A href=&quot;http://eslame-nab.blogfa.com/post-29.aspx&quot;&gt;آقايان ملاك تعيين شأن روحانيت را براي مردم تبيين كنيد!&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 13 Dec 2008 11:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش حركت جمع آوري اسناد و خاطرات شهداي روستا / بخش چهارم</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- فرمهايي آماده كرديم جهت درج اطلاعات كساني كه با شهدا دوست و همراه بوده اند؛ در روستا، مدرسه، جبهه و... و به صورت كاغذ A4 تا خورده كپي كرديم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- جلسات گروه به صورت دو هفته يكبار ادامه داشته و سومين جلسه كه بعد از سفر ما به محلات و روستا بود به خاطر دستاوردهاي سفر با انگيزه بسيار بيشتر از سوي اعضا در منزل فرزند شهيد حاج عبدالله كريمي انجام شد. پيشنهادات و راهكارها و ابراز اميدواري بيشتر شده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- برادر يكي از شهدا در جلسه شركت داشت و خودش هم استاد دانشگاه و داراي سابقه زياد كار فرهنگي در روستا و محيطهاي مختلف ديگر هست. گفت ما (خانواده شهدا) آثار دفاع مقدس و شهيدامون رو همونطور كه از جنگ به ما رسيده مي خواستيم و اونطوري باهاش حال مي كرديم نه اين چيزي كه الان به اسم ساماندهي به ما تحويل داده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- پيشنهادات جالبي در مورد جبران خرابكاري بنياد شهيد داده شد. يكي از دوستان پيشنهاد داد تا در كنار مزار شهدا يا در حسينيه روستا نمايشگاهي دائمي بسازيم و سنگ مزار شهدا به اضافه قاب هاي بالاي سرشان و به اضافه ي عكس ها، دست نوشته ها، خاطرات و... را در آن بزاريم تا هميشه اين ميراث بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- در جلسه ماهانه ي هم محلي هامون كه در قم هست سابقه چند ساله داره و متوسط بين 25 تا 35 شركت كننده داره موضوعات و گزارش كار گروه و دغدغه مسائل فرهنگي روستا را ارائه كرديم. بدون اغراق استقبال بسيار خوبي شد. همه از اينكه بالاخره يكي اين حركت بر زمين مانده را شروع كرد خوشحال شدند. اكثر قريب به اتفاق اعضاي اين جلسه شهدا رو مي شناسن، باشون رفيق بودن و خاطرات و اسناد دارن ازشون.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- فراخوان عمومي براي جمع آوري عكس و سند و خاطره شهدا رو اعلام كرديم. فرم هايي كه آماده كرده بوديم به اضافه ي ويژه نامه اي كه براي شهيد حسين بهرامي اولين شهيد روستا و شهيد روز انقلاب آماده كرده بوديم رو پخش كرديم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- يكي از دوستان كه قبلا در جريان گذاشته بوديمش با خودش 120 تا عكس آورده بود. از چند شهيد روستا. بيش از حد خوشحال شديم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- با خودمون اسكنر و لپ تاپ برده بوديم، عكس ها رو همونجا اسكن كرديم و تحويلش داديم. ديگران يكي يكي عكس ها رو مي ديدند و خاطرات يادشان مي آمد و مي گفتند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- در همون جلسه دو سه تيم مشغول بودند. يك تيم مشغول اسكن، يك تيم مشغول ارتباط گيري و توجيه و شماره گرفتن و يك تيم هم يك مصاحبه تقريبا طولاني با يكي از برادراني كه خاطره زياد داشت گرفت و ضبط كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- يكي يكي مي گفتند كه ما هم از فلان شهيد عكس داريم از اون يكي خاطره و... به مناسبت عكس هايي كه دست به دست مي شد و نام شهدايي كه برده مي شد بعضي چند خاطره جالب همونجا براي ما و بقيه گفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- به همه گفتيم كه عكس و مدارك را پيش خودتان اسكن مي گيريم و بيرون نمي بريم. قرار مصاحبه و گرفتن مدارك رو با بعضي كه بيشتر خاطره داشتن گذاشتيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- يكي دو تا از نيروهاي جوان تر كه در كارهاي كامپيوتري و كار با عكس و فيلم تخصص داشتند گفتند كه چرا ما رو خبر نكرديد و ناراحت بودند. گفتيم از حالا به بعد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- غير از اعلام آمادگي ها، خبر شدن از وضعيت اسناد موجود ميان افراد با شهدا و رابطه ها و خاطرات، در مورد نحوه كار، وضعيت روستا، يادواره شهدا و... هم بحث هاي مفيدي شد و نظرات خوبي داده شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- جلسه مشابهي هم در محلات و تهران ميان هم محلي هامون برگزار مي شه، تصميم گرفتيم تا با نيروهايي در اونجا هستن هماهنگ كنيم و فرمها رو بفرستيم و مشابه همين كار رو انجام بديم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ادامه دارد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Dec 2008 19:07:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از مظلوميت ديروز شهيدان تا ظلمي كه امروز ما مي كنيم / بخش سوم</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ناراضي از كارهايي كه بنياد شهيد نكرده و راضي و خوشحال از اسنادي كه (هر چند ناقص بودند) بدست آورده بوديم از بنياد شهيد خارج شديم. شايد همين خوشحالي وجه ديگرش تاسف انگيز باشد؛ اينقدر شهدا براي ما دست نيافتني و سانسور شده و غير قابل دسترس هستند كه داشتن كپي و اسكن مداركشان مثل غنيمت گرفتن و اينهمه شادي آور است! آنهم شهدايي كه همه فاميل‌هاي ما هستند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;- قرار شد تا برخي اسناد ديگر را از بنياد شهيد استان مركزي و تهران پيگيري كنيم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- با اينكه از نسل سوم هستم و در زمان جنگ كودكي خردسال بوده‌ام كه هيچ از اين شهدا به ياد نمي‌آورم و نديدمشان اما كم‌كم احساس مي كردم كه اينها را مي‌شناسم و اينها من را مي‌شناسند. گويي با من سخن مي‌گويند! همزمان حس مي‌كردم كه چقدر با شهدا فاصله دارم و دورم...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- همين عكس‌ها خيلي غنيمت هستند و با انسان سخن مي‌گويند. اقل كار جمع‌آوري همين عكس‌ها و اسناد و مدارك است! همان چيزي كه شايد تا چند سال ديگر غير ممكن شود! كما اينكه در مورد بسياري مدارك اتفاق افتاده؛ مداركي كه از بين رفته، داخل موزه‌ها شده، داخل بايگاني بنياد شده، و در هر صورت آنها كه بايد ببينند و استفاده كنند نمي‌بينند. يك مرحله ساده هم همين كارهاي معمولي است؛ يادواره، چاپ عكس، وصيتنامه. مرحله بعد جمع‌آوري خاطرات است كه كمي حرفه‌اي‌تر از مراحل قبل است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- شب آلبوم عكس‌هاي جنگ دوتا از فاميلها را در منزل خودشان اسكن كرديم. كلي از عكسهاي شهدا و رزمنده‌ها در آنها بود، بارها اين آلبوم‌ها ديده بودم اما هميشه ما همين اسناد را ساده مي گيريم و از كنارش مي گذريم...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- فاميلي كه شب در منزلشان بوديم صبح گفت ديشب كه عكسها را نشانم دادي تا نيمه شب در فكر اين شهدا بودم و خوابم نمي‌برد. يكي‌يكي خاطراتشان در يادم مي‌آمد و...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- جمعه صبح رفتيم روستا. قبل از ورود رفتيم گلزار شهدا. گلزاري كه نزديك يك سال است كه تفاوتي با قبرستان‌هاي معمولي ندارد. و نفهميدم كه ميليونها تومن پولي كه هزينه‌اش شد چقدر به فرهنگ و معنويت و تبليغ و گسترش سيره و فرهنگ شهدا كمك كرد و معلوم است كه تنها اين موارد را تخريب كرده و از بين برده و چيزي بر آنها نيفزوده. قبرهاي با صفايي كه حاوي متن‌هايي از خود شهدا و به سفارش آنها بود همراه قاب كوچكي كه بالاي آن بود و حاوي وسايل و مدراكي از شهيد؛ كارت شناسايي، وصيتنامه، دست نوشته تركش و گلوله و پوكه و... بود و از همه اينها اكنون تنها يك سنگ معمولي بي‌روح كه روي همه آنها يك عبارت تكراري و نام شهيد و تاريخ تولد و تاريخ شهادت بر جا مانده بود. بعدها بايد سال‌هاي سال افسوس بخوريم بر اين بلايي كه خودمان بر سر خودمان آورديم و گنجينه‌ي عظيمي كه از دفاع مقدس و شهدايمان در دسترس عموم مانده بود و ما به دست خودمان در همه شهرها يكي‌يكي نابود كرديمش و شبيه بقيه قبرستان‌ها كرديم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- در مورد روستاها خيلي كم كار شده ، روستايي با چهل شهيد هيچ كاري؛ كتاب جزوه آلبوم عكس و... كار انجام شده ندارد و آنوقت ميليونها تومن خرج اين طرح مزخرف مي‌شود. با پولي كه خرج اين طرح در روستاي ما شده مي‌شد براي هر يك از شهدا حداقل يك فيلم ساخت و يك كتاب نوشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- با خانواده شهيد عليرضا كريمي قرار گذاشتيم و رفتيم. مادر شهيد نبود و پدر شهيد هم چندان اطلاعاتي در يادش نبود. به تجربه به دست آورده‌ايم كه مادران شهدا بيشتر خاطرات در ياد دارند و به جزئيات هم بيشتر واقف هستند. بنياد شهيد مدركي در اين خانه هم باقي نگذاشته بود و پدر شهيد بچه‌هايش را معرفي كرد تا برخي مدارك كه مانده را از آنها بگيريم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- خبردار شديم كه اين پدر شهيد يك تومن هم از پولي كه بنياد به خانواده شهدا مي‌داده خرج نكرده و همه آن را خرج مسجد و حسينيه روستا و امور خيريه كرده است. ازش پرسيديم، با اكراه و نوعي از خجالت توضيح مختصري داد. حقا كه پدر و مادر شهدا را هم درنيافته‌ايم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- براي بعدا كه برخي اطلاعات ديگر در مورد شهيد را بدست آورده باشيم و مادر شهيد هم باشد قرار ديگري گذاشتيم و همراه پدر شهيد راهي مسجد روستا براي نماز ظهر شديم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- بسياري از پدر و مادران شهدا كه سراغشان را مي‌گرفتم رحلت كرده بودند....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- هم از جوانان و هم از قديمي‌ترها خيلي‌ها در حين كار همكاري مي كردند و غير از اينكه از اين حركت خوشحال مي‌شدند قول همكاري مي‌دادند و اين كار را ضروري مي‌دانستند. علاوه بر اينكه در جمع‌اوري اسناد و مدارك حتما بايد از توان همه اينها استفاده كرد بايد كساني را كه دغدغه دارند و كار بلد نيستند را آموزش داد و كارهايي كه مي‌توانند انجام دهند را گفت به آنها و توان و استعدادشان را فعال كرد. چه بسا كارهاي آنها مثمر ثمرتر و مفيدتر باشد. ما به اين نتيجه رسيديم كه بومي‌ها و خصوصا جوان‌ترها بهتر از سازمان‌ها و نهادها و ... مي توانند اين كار را به انجام برسانند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- با دوستان طرح‌هايي براي جمع‌اوري اسناد در نظر گرفتيم. براي شهرهايي كه آشنايان سكونت دارند؛ محلات قم تهران و اراك هر كدام افرادي را شناسايي و مديريت كار را به اوبسپاريم، فرم‌هايي براي ثبت خاطرات تهيه كنيم و به افرادي كه اسم آنها را در حين جمع‌آوري خاطرات به عنوان فاميل، رفيق، همكلاس، هم‌رزم و... شهيد يادداشت مي‌كنيم بدهيم تا پر كنند و برگردانند و نيز از اين طريق آنها كه قوي تر و منبع بهتري هستند را بشناسيم و حضوري برويم سراغشان و مصاحبه شفاهي بگيريم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- اگر صد نفر از اين افراد شناسايي و به آنها فرم ثبت خاطرات داده شود و كاغذ بيست نفر آنها برگردد خود تحولي عظيم است، اگر بيست طلبه يا دانشجو و بسيجي و حزب اللهي در بيست روستا اين كار را بكنند و از بيست نفر 5 خاطره بگيرند دو هزار خاطره جمع مي شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;- وبلاگي زديم و برخي اسناد را در آن قرار داديم و بنا شد بچه هاي گروه مطالبي كه جمع مي شود را در آن قرار دهند تا آرشيو شود....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ادامه دارد...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Dec 2008 11:13:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از مظلوميت ديروز شهيدان تا ظلمي كه امروز ما مي‌كنيم! بخش دوم</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چيزي به اذان ظهر نمانده بود كه وارد بنياد شهيد شديم. دوستمان با همه‌شان آشنا بود و با وي و آقا مهدي نزد معاونت فرهنگي رفتيم. همان اول از ظاهري كه مي‌ديديم خيلي چيزها معلوم بود! مقداري گلايه كرديم، از بي‌توجهي به مساله شهداي روستايمان، بي‌توجهي به اسناد و خاطرات و... از طرح ساماندهي قبور شهدا و تيشه‌اي كه به دست خودمان و به نام ساماندهي و بازسازي به فرهنگ دفاع مقدس مي‌زنيم، از نارضايتي خانواده شهدا از بنياد شهيد و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- پرونده‌هاي شهداي روستايمان را خواستيم، حدود ده دوازده تا آورد، طلبكارانه گفتيم همه‌اش را در بياوريد! شد بيست و سه تا. هفده هجده شهيد روستا در بنياد شهيد پرونده‌شان موجود نبود...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- گفت چند سال قبل بنياد شهيد تهران گفت مي‌خواهيم پرونده‌ها را از كاغذهاي اضافه و بي‌فايده پالايش كنيم؛ همه را از ما گرفت، بعضي پرونده‌ها كه بيست برگ و سي برگ و پنجاه برگ داشت را با سه و چهار و پنج برگ برگرداند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اسكن را كه احتمالا نمي‌دانستند اصلا يعني چه بي‌عرضه‌ها يك دوره كپي هم از اصل مدارك قبل از طرح نابودي بنياد شهيد تهران نگرفته بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دوستمان داشت چانه اينكه تا ساعت چند مي‌شود اينجا ماند و چند تعطيل مي‌شود و... را با آن مسئول مي‌زد گفتم تا تمام اين اسناد را اسكن نگيريم بيرون نمي‌رويم حتي اگر تا پس فردا صبح طول بكشد. در گوش رفيق ديگرمان هم گفتم معلوم نيست عرضه نگهداري همين مقدار اسناد را داشته باشند و دفعه بعد اينجا چيزي مانده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دوستي كه در بنياد شهيد محلات بود به نسبت ديگران دلسوزتر بود و همكاري كرد با ما، مدارك را به اضافه يك اتاق خالي در اختيارمان گذاشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- آنقدر از داشتن همين پرونده‌هاي ناقص سه برگ و پنج برگي خوشحال بوديم كه از اذان ظهر تا دو ساعت بعد از عشاء يكسره پشت كامپيوتر نشسته بوديم و اسكن 310 سند ذره‌اي خسته‌مان نكرد و انرژي و توان و انگيزه‌مان كم نشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بسيار به اين مي‌انديشيدم كه چقدر مي‌شود كار كرد و نمي‌كنيم و نكرده‌ايم. فكر كردم كه وقتي چند ساعت وقت مي‌گذاريم و اينهمه كار كه مي‌شود كلي از آن خروجي گرفت انجام مي‌شود، اگر هر يك از ما يك هفته وقت گذاشته بوديم چقدر اكنون دستمان پر بود! همت و برنامه اگر بود در يك ماه مي‌شد تمام مدارك را جمع كرد، كاري كه سال‌هاست بر زمين مانده...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- كار براي شهدا فقط كار نيست! درس گرفتن و معنويتي كه براي ما داشت مهمتر از خود كار بود. حين كار وصيتنامه‌ها را مي‌خوانديم، نامه‌ها، عكس‌ها و... و مسلما همين تاثير را در مخاطبين امروز خواهد داشت و بايد از اين پتانسيل حداكثر استفاده را كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دو سه تا كار كامپيوتري بچه‌هاي يك پايگاه بسيج كرده بودند، با خبر شدند مشغول اين برنامه هستيم برايمان آوردند. كار خوب و به درد بخور و مورد استفاده‌اي بود. همان كار را بنياد شهيد با آنهمه ساختمان و بودجه و دستگاه نكرده بود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- به اين نتيجه رسيديم كه كمك رفتن از بروبچه‌هاي بومي و جوان‌ها و بسيجي‌ها خيلي بيشتر از اين حقوق بگيرها ثمره دارد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- &lt;A href=&quot;http://namayandh.blogfa.com/&quot;&gt;دوستمان&lt;/A&gt; زحمت كشيد و ضعف‌هايي كه در بنياد بود و ديديم رو ليست كرد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1. شکایت اغلب خانواده های شهدا از بنیاد شهید که به دلایل مختلف عکس شهید عزیزشان را گرفته بود و تحویل هم نداده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2. اطلاعات بنیاد شهید از خانواده های شهدا بیشتر بود تا خود شهدا.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3. اکتفا کردن بنیاد شهید به چند یادواره و عدم توجه کافی به سیره شهدا.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4. نبود نرم افزار یا کتاب جامع در مورد شهدای شهرستان و حومه در بنیاد شهید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5. نقص در پرونده های شهدای روستا( فرستادن پرونده ها به مرکز استان و بعد از بین رفتن پرونده ها).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6. از بین رفتن بعضی از عکس ها و پاره شدن بعضی از وصیت نامه ها و پوشه ها به علت رعایت نکردن اصول نگهداری پرونده ها.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;7. انتقال برخی از پرونده ها به تهران یا قم و سهل انگاری بنیاد در نگرفتن حتی کپی برای خود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;8.عدم وجود نظم در پرونده ها( جدا نبودن پرونده های روستاها به تفکیک. طوری که برای جدا کردن می بایست تمامی پرونده ها زیرورو می شد).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;9. نبود نیروی کافی در بنیاد شهید برای پرداختن به چنین مسائلی ( به گفته یکی از مسئولین بنیاد)، اما حقیقت امر ورای گفته ایشان را اثبات می کند، طوری که شهرستان نیروی فرهنگی زیادی را برای این طور کارها در اختیار دارد اما متاسفانه شناسایی بنیاد برای این جور افراد ضعیف است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;10. فضا سازی مناسبی حتی داخل بنیاد وجود نداشت و فضای کاری مانند دیگر ادارات بود. شاید می شد با زدن پوستر های شهدا و... فضا را عوض کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;11. نبود محصولات فرهنگی از جمله کتاب داستان، شعر و... در مورد شهدای دیگر کشور برای استفاده عموم در بنیاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;12. نداشتن یک سایت یا حتی وبلاگ در مورد کل شهدای شهرستان و حومه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;13. تا جای که من دیدم، از جوانان در انجام کارها استفاده نمی کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;14. مشخص نبودن علت شهادتِ شهدا در پرونده ها.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ادامه دارد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Dec 2008 12:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از مظلوميت ديروز شهيدان تا ظلمي كه امروز ما مي‌كنيم! بخش اول</title>
<link>http://eslame-nab.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توفيقي شد تا تعطيلات آخر هفته‌ي قبل براي پيگيري وضعيت ثبت خاطرات و مستندات شهداي روستايمان و دغدغه‌هاي مربوط به آن كه از مدت‌ها قبل در سر داشتمشان راهي شهرستان محلات و روستايمان شوم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فكر نمي‌كردم كه در يك فرصت محدود دو روزه بتوان اينهمه كار انجام داد! هم خوشحال بودم از كارهايي كه پيش رفت و هم افسوس بر فرصت‌هاي يك روزه و دو روزه و... مشابهي خوردم كه سالهاست از دست مي‌دهيمشان و غافليم از آن‌ها و به سبب اين غفلت ما چه بسا اسناد شرافت و عزت و انسانيتي كه از دست مي‌رود و براي آيندگانمان نمي‌ماند و چه بسا ضرباتي كه بر فرهنگمان وارد مي‌آوريم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در هر حال آنچه كه در اين دو روز رخ داد و بدست آوردم احتمالا مناسب براي ثبت و استفاده دوستان همفكر باشد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- روستاي نه چندان بزرگ ما شامل دو بخش عليا و سفلي مي‌باشد كه مجموعاَ بيش از چهل شهيد تقديم انقلاب كرده است و به نسبت وسعت جغرافيايي روستا و جمعيت آن آمار بالايي حساب مي‌شود و بيانگر روح انقلابي روستاييان و وفاداري آنها به آرمان امام و انقلاب و نيز لزوم توجه مسئولان به عناصر فرهنگي به اين مولفه‌ي روستاها مي‌باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- متاسفانه بايد گفت در مورد ثبت خاطرات، سيره، مستندات، فيلم‌ها و تصاوير اين چهل شهيد كوچكترين حركت سازماندهي‌شده‌اي انجام نشده و براي ما كه نسل سوم بعد از شهداي روستايمان هستيم كسي اثري از اين عزيزان براي ارائه در دست ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بسياري از پدران و مادران اين شهيدان فوت كرده‌اند و كسي هم از آنها در مورد فرزندانشان چيزي نپرسيده كه اكنون ما استفاده كنيم از آن و بخش عظيمي از اين پتانسيل فرهنگي از بين رفته و ديگر قابل بازيابي هم نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- پنج شنبه ساعت ۴ صبح به همراه يكي ديگر از دوستان فاميل از قم حركت كرديم و قبل از ساعت ۶ محلات بوديم. به منزل يكي از اقوام كه فرزند ايشان نيز آمادگي صددرصدش را براي همكاري اعلام كرده بود رفتيم، نماز را خوانديم و منتظر تماس يكي از طلابي كه ايشان هم به محلات آمده بود و خود فرزند يكي از شهداي بزرگوار روستا است مانديم تا ساعت حضور در بنياد شهيد شهرستان را به ما بگويد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- مسئولان بنياد در جلسه بودند و براي جلوگيري از فرصت سوزي با منزل يكي از خانواده شهداي روستا كه در محلات زندگي مي‌كرد تماس گرفتيم و راهي منزلشان شديم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- ... با آشيخ اسدالله و &lt;A href=&quot;http://www.namayandh.blogfa.com/&quot;&gt;آقا مهدي&lt;/A&gt; در منزل حاج ميرزا حسن ظهرابي پدر شهيد حسين ظهرابي حاضر شديم. مقداري ميوه و يك پوستر عكس به اضافه يك لپ تاپ و اسكنر با خودمان داشتيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- همچون همه‌ي خانواده‌هاي شهدا مورد لطف و مهرباني قرار گرفتيم و شرمنده‌شان شديم. پدر و مادر شهيد هر دو در كنارمان نشستند. مختصري در مورد كاري كه دنبالش هستيم توضيح داديم و از انها خواستيم تا آنچه در مورد شهيد حسين ظهرابي در خاطر دارند برايمان بگويند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- پدر شهيد كه نمي توانست در مورد پسرش صحبت كند! گفت نمي‌توانم و دو سه بار كه خواست چيزهايي بگويد بغضش اجازه ادامه نداد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- همزمان مداركي كه در منزلشان از حسين موجود بود را آوردند و اسكن كرديم. مي‌دانستيم كه غالب خانواده‌هاي شهدا از اين كار بنياد كه بيشتر به دزدي شبيه است تا كار فرهنگي ناراضي‌اند! و لذا بناي كار را از اول بر اين گذاشتيم تا اسناد و مدارك را از منزل هيچ شهيدي خارج نكنيم و خطاي بنياد شهيد را تكرار نكنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- گفتند كه مدارك زيادي از حسين داشته‌اند و همه را بنياد برده و ديگر نياورده! خيلي ناراحت بودند از اين ماجرا ولي چون زورشان نمي‌رسد و فريادشان بلند نيست احساس مي‌كرديم كه چقدر در اين موضوع مظلومند و بعضي ديگر چقدر ظالم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- مادر شهيد بيشتر خاطره ها در يادش بود، گفت كه حسينش چند بار در دوران مدرسه با معلم و دانش آموزهايي كه طرفدار شاه بودند دعوايش شده بود و داستانهايي از اين كارهايش برايمان تعريف كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- يكي از اخلاقيات حسين اين بوده كه هر جا گير مي‌آورده؛ روي سنگ‌ها و ديوارها، روي تخته سياه، توي مدرسه و... مرگ بر شاه و درود بر خميني مي‌نوشته و يك‌بار روي منبع آب بزرگ و بلند روستا اين كار را كرده بوده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اسامي دوستان و رفقاي حسين را كه با هم در روستا و جبهه دمخور بوده‌اند را پرسيديم و يادداشت كرديم تا برويم سراغشان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- وقت مي‌گذشت و هماهنگ شدن قرارمان با بنياد شهيد باعث شد تا خداحافظي كنيم و گفتيم كه بايد براي ادامه باز مزاحمتان شويم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;- با پاهايي كه درد مي‌كرد تا بيرون منزل بدرقه شديم تا شرمنده‌تر باشيم... &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ادامه دارد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Nov 2008 19:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eslame-nab&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>eslame-nab</dc:creator>
<guid>http://eslame-nab.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
